معرفی کتابخانه قاضیخسروبیگ در سارایوو به بهانه روز بزرگداشت حافظ و نسخه خطی کهن دیوان خواجه شیراز محفوظ در این کتابخانه بزرگ
ممکن است بسیاری ندانند که کشورهای تقسیم شده از سرزمین یوگسلاوی سابق، از جمله غنیترین کشورهای اروپایی به لحاظ کتابهای خطی عربی، ترکی و فارسی است ولی کسی که خبر از وجود این نسخههای خطی دارد ناگزیر باید آنها را ثبت و تدوین کند. اغلب این نسخههای خطی در شهرهای بزرگ یوگسلاوی از جمله: "سارایوو" که در آن کتابخانهی "غازی خسروبیک" و "انستیتوی شرقی"[1]و "کتابخانهی ملی عمومی" و نیز "مجموعه اسناد شهر سارایوو" وجود دارد؛ "اسکوب" (که در آن "مجموعه اسناد جمهوری مقدونیه" وجود دارد)، "زاگرب" (که در آن کتابخانهی دانشگاه "مجموعه اسناد مجمع علوم و هنرهای صربستان" وجود دارد)، "موستار" (که در آن "مجموعه اسناد این شهر" و کتابخانهی "دیر برادران کاتولیک" "فراسو" وجود دارد) و چند شهر دیگر.
دوران کتابخانههای اسلامی در این حوزه تمدنی و دیگر کشورهای بالکان به دوران قرار گرفتن این سرزمین تحت سلطهی ترکها [ی عثمانی] باز میگردد. از همان زمان شمار معتنابهی از مردم یوگسلاوی تحت تأثیر فرهنگ اسلامی ـ که ترکها با خود به همراه داشتند ـ به اسلام گرویدند. آنچه در این میان شایستهی توجه است اینکه پذیرش عقیدهی اسلام از سوی مردم همراه با هیچگونه اجباری از سوی فاتحان ـ یا کسانی که در میان جمعیت این منطقه پیش از آن اسلام را پذیرفته بودند ـ صورت نگرفت. همچنانکه بخش اعظم کسانی که طی قرنهای متمادی در بوسنی و هرزگوین به اسلام گرویدند، از جمله وابستگان به کلیسای بوسنی بودند و شامل گروه خاصی از گروههای مسیحی میشدند که در قالب اعتقادات خود پایبند دیانت ناب مسیحی بودند و کریستینان [مسیحی] نامیده میشدند و در انتساب کشیشی که داشتند "بوجومیل" آنها را "بوجومیلی" مینامیدند.[2] با گرایش بخشی از مردم این بخش از اروپا به اسلام و اخلاصی که نسبت به عقیدهی جدید خود پیدا میکنند، اسلام به عنوان یک دین ملی برای آنها مطرح گردید. درست مانند مسیحیت و نظامهای اجتماعی معاصری که در مناطق دور از کشورمان شکل گرفت و وقتی برخی مردم آن کشور بدان گرویدند [اسلام] در آن دیار ریشه دوانید. با گسترش اسلام در کشور، تمدن و علوم و ادبیات آن به زبانهای عربی و ترکی و فارسی نیز گسترش پیدا کرد. در این راستا، مکتبخانهها و مدارس دینی که در سرتاسر کشور پراکنده شده بودند و نیز مساجد و تکایا سرچشمههای نوشتاری و تمدن جامعهی اسلامی بشمار میرفت. این مساجد و مراکز علمیه در همان جاهایی که مسلمانان سکونت داشتند، بویژه در مراکز اصلی و عمدهی [تجمع مسلمانان] ساخته میشد. به همین دلیل تنها در "بوسنی هرزگوین" طی سدههای گذشته چیزی بیش از یک هزار باب مسجد و یک هزار و پانصد باب مکتب آموزش اصول اسلامی و قرائت قرآن به کودکان و یکصد باب مدرسه (بوسنیاییها همچون ترکها، به مؤسسههای دینی، عنوان "مدرسه" اطلاق میکردند) ساخته شد؛ غالباً نیز در این مراکز دینی یا در نزدیکی آنها، کتابخانههایی تأسیس می یافت و در کنار آنها بسیاری از اهل علم و دانش به گردآوری کتاب میپرداختند و کتابخانهی شخصی برای خود فراهم میآوردند که معمولاً هم بنا بر وصیت آنها، پس از ایشان وقف عمومی میگردید و در اختیار همگان قرار میگرفت.
در یوگسلاوی، نخستین کتابخانهها در قرن پانزدهم میلادی تأسیس یافتند و این امر در بخش جنوبی و جنوب شرقی آن یعنی در مقدونیه و صربستان صورت گرفت. مثلاً میدانیم که در سال 834ﻫ.ق/ 1430م. کتابخانهای در شهر "بیتولا" (که در دورهی ترکهای عثمانی به آن "مناسبتر" میگفتند) و کتابخانهی دیگری در سال ۸۴7 ﻫ.ق / ۱۴۳۳م. در شهر "اسکوب" و کتابخانهی سومی در "بریزرن" و ... تأسیس یافت.
طی قرن های پانزدهم و شانزدهم میلادی در بیشتر شهرهای بوسنی هرزهگوین و صربستان از جمله سارایوو، بریشتینا، نووی باراز، کوجا، موستار، اوزیتسه، بلگراد، نیش، بانیالوکا و غیره و نیز در شهرهای کوچکی چون بروساتس ـ که آق حصار نامیده میشد ـ اهلونه، جاینیجه، یوگتل، نوه سینه، استولجه، تشنه و ازفورنیک کتابخانههای عمومی شرقی زیادی تأسیس یافتند که وابسته به اوقاف یا متعلق به صاحبان خود بودند. در فاصله زمانی دو قرن شانزدهم و هجدهم میلادی مراکز معارف اسلامی مهمی وجود داشت که در آنها کتابخانههای عمومی و خصوصی زیادی یافت میشد و علمای مشهوری به لحاظ معارف و ادبیات شرقی خود در آنها حضور داشتند.
از آن گذشته این کتابخانهها همواره از کتابهای فراوانی که از سرتاسر جهان اسلام بدان میرسید، تغذیه میشد زیرا مسلمانان سرزمین ما دارای پیوندهای نیرومندی با جهان اسلام بودند و برخی از ایشان برای کسب علم و دانش رهسپار مشهورترین مراکز معارف اسلامی آنزمان همچون : استانبول، قاهره، بغداد، دمشق، مکه مکرمه و مدینهی منوره و غیره میشدند. برخی دیگر نیز عازم کشورهای خاور نزدیک و آفریقای شمالی ـ به منظور انجام مناسک حج و یا تجارت یا عهدهداری برخی مسؤولیتهای اداری ـ میشدند و بسیاری از آنها و اینها، کتابهایی را به سرزمین مادری میفرستادند یا در بازگشت به وطن، همراه خود میآوردند و در اختیار کتابخانههای محلی قرار میدادند. علاوه بر این راه دیگری برای افزودن کتاب به کتابخانهها وجود داشت که عبارت از نسخه برداری از آنها بود. کتابهایی در گذشته و بویژه بر اساس نوشتهها و یادداشتهای برخی کتب خطی موجود، تا اواخر قرن هجدهم میلادی، نسخه برداری (کتابت) میشد. از این نوشتهها چنین برمیآید که این کار نه تنها در شهرها بلکه در بسیاری از روستاهای دور دست نیز انجام میشد. اشتغال برخی مردم به حرفهی صحافی و جلدسازی در بسیاری از شهرهای ما، خود دلیلی بر وجود حرفهی نسخهبرداری از کتابهاست. مثلاً در مرکز شهر سارایوو، دو خیابان وجود دارد که نام یکی "خیابان صحافان کوچک" و دیگری "خیابان صحافان بزرگ" است و میدانیم که بیشتر کتابهایی که برای صحافی آورده میشد، خطی بودند. در اینجا مایلم اشاره کنم که بخش اعظم کتابهای کتابخانههای ما را علمای خودمان تألیف و تدوین کردهاند به عبارت دیگر ویژگی کتابخانههای اسلامی در سرزمین ما و دیگر مناطق بالکان نسبت به کتابخانههای شرقی در اروپای غربی و در اصل، سرزمین روسیه، همین است. در کتابخانههای دیگر تمامی نسخههای خطی کتابخانهها، از خارج از جهان اسلام آورده شده و حتی نسخههای خطی یا نسخه برداری شدهای هم در آن میان هست که در سرزمین ما تألیف یا نسخه برداری شده و در شرایط مختلفی، راه به آن کتابخانه یافته است.
ناگفته نماند که کتابخانههای سرزمین ما به دلیل جنگها و آتش سوزیها همواره در معرض تباهی و غارت و نابودی قرار داشتهاند مثلاً متوجه شدهایم که بسیاری از نسخههای خطی در زمان جنگ وین (از سال ۱۶۸۳ تا سال ۱۶۹۷م.) ـ یعنی زمانی که فرماندهی اتریشی "پرنس اوجن سافوبی" بوسنی را در سال ۱۶۹۷ مورد حمله قرار داد و شهرهای آنرا به آتش کشید، غارت شدند و به یغما رفتند. علاوه بر این خاطرنشان می سازیم که بسیاری از نسخههای خطی، اخیراً و به دلیل بیتوجهی صاحبان آنها و عدم آگاهی دستاندرکاران از ارزش و اهمیت آنها یا بی مبالاتی در حفظ و نگهداری، تلف یا گم شدند و برخی از آنها نیز از طریق فروش [یا راههای دیگر] به خارج برده شدند. دلیلش هم آنست که در کتابخانهی وین، نسخهی خطیای وجود دارد که در سال ۱۰۴۳ ﻫ.ق/ 1633م. در مدرسهی "غازی خسرو بیک" نسخه برداری شده است (نگاه کنید به فلوگل جلد ۱ صفحه ۱۸۲ شماره ۱۹۲). همچنانکه در کتابخانهی براتسلاوا در چکسلواکی [سابق] کتابخانه شرقی گرانبهایی وجود دارد که تمامی آنرا از یوگوسلاوی سابق به آنجا بردند که همان کتابخانهی خاورشناس و ادیب و شاعر بوسنیایی "دکتر صفوت بیک پاشا گیچ" (در گذشته ۱۹۳۴م. در سارایوو) سرشار از نسخههای خطی گرانبهایی است که در میان آن کتابهای تألیفی علمای بوسنی هرزهگوین یافت میشود و امروزه در شمار مهمترین و بزرگترین مجموعه کتابهای شرقی در آن کشور است؛ (نگاه کنید به فهرست نسخههای خطی عربی و ترکی و فارسی کتابخانهی دانشگاه براتسلاوا از سال ۱۹۶۱م.)[3] به تمامی این دلایل است که اکنون جزییات بیشتری از شمار زیادی از کتابخانهها را در اختیار نداریم زیرا خبر آنها از راه حاشیهها و یادداشتهایی که بر روی برخی از نسخههایی که در کتابخانههای خود در اختیار داریم، به ما رسیده است. این نسخههای خطی و حاشیهنویسی و یادداشتهای تحریرشده بر آنها، بیانگر فصلی از تاریخ فرهنگ گذشتهی ماست که هنوز مورد بررسی و مطالعه قرار نگرفته ولی ما را از ثروت علمی و فرهنگی معتنابهی که کتابخانههای مفقود شده وجود داشت، با خبر میسازد.
در کنار کتابخانه "غازی خسرو بیک" که بعدها بطور مستقل از آن یاد خواهیم کرد، در بوسنی هرزه گوین کتابخانههای متعددی وجود دارد که از جمله دو باب از آنها در قرن پانزدهم در شهر "فوجا" بر ساحل رودخانهی درینا هستند: یکی کتابخانهی مکتب حسن ناظر که در سال 957ﻫ.ق/1550م. تأسیس یافت و دیگری کتابخانه ممشاه بیک [محمد شاه بیک؟] که در سال ۹۸3ﻫ.ق/ ۱۵۷۵م. تأسیس یافت و نیز کتابخانهای که در اوایل قرن هفدهم در همان شهر وجود داشت و مدرّس "عثمان افندی" آنرا بنا نهاد. از این کتابخانهها در شهر "فوجا" جز چند نسخهی خطی نادر یا کهن، چیزی بدست ما نرسیده است.
در مورد کتابخانهی "قراگوز بیک" در شهر "موستار" باید گفت که این یک به لحاظ حفظ و نگهداری و مراقبت، شانسی بیش از سه کتابخانهی قبلی داشت. این کتابخانه را حاج محمد بیک مشهور به قراگوز بیک ـ آن مرد نیکوکار پرآوازه ـ در سال ۲۷۷ ﻫ.ق/۱۵۷۰م. بنا نهاد. به مرور زمان چندین کتابخانه در همان شهر به این یک افزوده شد که برخی متعلق به اوقاف [عمومی] و برخی نیز از آن اشخاص [شخصی] بودند. کتابخانههایی چون کتابخانهی "درویش پاشا بن بایزید آغا" ـ که در سال ۱۰۱۲ ﻫ.ق/۱۶۰۳م. به شهادت رسید ـ یا کتابخانهی "مصطفی ایوب زاده" با عنوان "شیخ یویو" متوفای ۱1۱۹ﻫ.ق/۱۷۰۷م. و کتابخانهی "ابراهیم افندی" فرزند اسماعیل موستاری "اوبیاچ" متوفای سال ۱1۳۸ﻫ.ق/۱۷۲۵م. و کتابخانهی "علی پاشا استولجوی" و جز آن.
کتابخانهی قابل ذکر دیگری نیز در شهر "بوگتل" واقع در کنارهی رودخانهی "نرتوا" وجود داشت که آنرا "ابراهیم افندی موستاری" در میانههای قرن هفدهم میلادی تأسیس کرد. در دورهی وزیر احمد پاشا منصب کدخدایی داشت و این کتابخانه را برای مدرسهای که در همان روستا ساخته بود، در نظر گرفته بود که شماری از کتابهای خطی ارزشمند در آن نگهداری می شود.
در سال ۱1۱۶ﻫ.ق/۱۷۰۴م. وزیر بوسنی " الحجی ابراهیم پاشا" کتابخانهی بزرگی برای مدرسهاش در شهر ترافنیک ساخت که کتابخانههای دیگری از جمله کتابخانهی محمدپاشا کوکانیتسا پیش از سال ۱1۷۳ ﻫ.ق /۱۷۵۹م. در آن تأسیس یافته بود و باتفاق چند کتابخانهی دیگر، در آن ادغام شدند.
حاج اسماعیل آغا فرزند حسین سارایویی معروف به "مصری"[4] در سال ۱1۲۹ ﻫ.ق / ۱۷۱۶م. کتابخانهای برای مدرسهاش ـ که آنرا در محلهی آت میدان[5] بنا کرده بود ـ در نظر گرفت. همچنین عبدالکریم سیم زاده کومیتیسچ در میانههای قرن دوازدهم میلادی کتابخانهای بنام خود در "سارایوو" تأسیس کرد. همچنانکه در سارایوو و در نیمهی دوم قرن هجدهم میلادی، دو باب کتابخانهی عمومی تأسیس شد که عبارتند از: یکی کتابخانهی "شهدی افندی" که آنرا "عثمان شهدی افندی" آق اوالی کاتب دربار وزیر حکیم اوغلو علی پاشا در سال ۱1۷۳ﻫ.ق/ 1759م. تأسیس کرد و دیگری کتابخانهی "قنطمیری" یعنی همان کتابخانهای است که "عبدالله افندی قنطمیری" مدرس و کاتب حاکم شهر در سارایوو (که عاشق جمع آوری کتاب و نسخه برداری از آنها بود زیرا بخش بزرگی از نسخههای خطی کتابخانهاش، به دست خود او نسخه برداری شده است.) پس از آن در همان قرن در روستای کوچکی با نام "گراجانیتسا" در بوسنی شمالی دو کتابخانه تأسیس شد: یکی کتابخانهی "مسجد احمد پاشا" و دیگری کتابخانه "حاج خلیل افندی وزیر احمد گراجانیستاوی، که در نیمهی قرن هجدهم میلادی در شهر بلگراد مدرس و کاتب دادگاه شرع بود ـ در بوسنی هرزگوین ـ جز آنها که نام بردیم ـ کتابخانههای دیگری متعلق به اوقاف بود که خبرش به ما رسیده ولی چیزی از کتابها و نسخههای خطی آنها نرسیده است.
کتابخانهی "غازی خسروبیگ" در سارایوو
این کتابخانه از قدیمیترین کتابخانههای اسلامی در بوسنی است و امروزه غنیترین مجموعهی کتابهای خطی شرقی در اروپا است. آنرا در سال 944ﻫ.ق/1537م. "غازی (جنگجو) خسرو بیک" مشهورترین کارگزار ترک در بوسنی و خدمتگزارترین والی این شهر بنا نهاد تا به عنوان کتابخانهی مدرسهای که خودش در جوار مسجد مشهور بنا کرده بود، مورد استفاده قرار گیرد.
"خسرو بیک" از ناحیهی پدر بوسنیاییالاصل است پدرش "فرهاد بیک" برادر "رادیفوی" شاهزادهی "تربینیه" و پدرش ازمردان دولت ترکیه [عثمانی] و مادرش "سلجوقه" دختر سلطان بایزید دوم بود.
"خسرو بیک" در سال ۱۴۸۰م. در شهر سیروز (در یونان) ـ جایی که پدرش در آنزمان والی آنجا بود ـ بدنیا آمد. در سال 1521م. از سوی دولت عثمانی کارگزاری بوسنی به وی واگذار شد و این مقام را تا سال مرگ خود یعنی ۱۵۴۱م. (البته با دو گسست کوتاه در این فاصله) بر عهده داشت. آوازهی جنگجو خسرو بیک تنها به عنوان یک سیاستمدار بزرگ نپیچیده بود و او به عنوان مرد فرهنگ و کوشش در عرصههای نیکوکاری نیز شهره بود. در همین راستا او چندین موسسهی علمی و فرهنگی و خیریهای در سارایوو بنا نهاد و آثار این مراکز همچنان تا به امروز بر جای مانده و آشکارا نشان از بزرگواری و بلند همتی او دارد. از جمله این آثار: مسجدی است که نام خودش را بر خود دارد، مدرسهای که در بوسنی بنیان گذارد و آنرا "مدرسهی غازی خسرو بیک" میگویند. خانقاهی ـ که همراه با مدرسه و در کنار مسجد ساخته شده بود ـ و مکتب خانهای که در صحن مسجد برای آموزش کودکان تأسیس یافته بود و مطبخ عمومی برای تهیهی نان و غذایی که همه روزه در میان شاگردان مکتبخانه و مدرسه و کارمندان اوقاف و فقرای شهر سارایوو توزیع میشد؛ حمامها و آبانبارها و فوارهها و لولههای آبی که در پهنای زمین کشیده شده بود و آب را ـ در زمانی که حتی در یک شهر اروپایی خبری از لوله کشی آب نبود ـ به همه جای شهر میرساند، همچنین میتوان از مسافرخانهها، تیمچهها (مراکز داد و ستد) و بازارها و... یاد کرد. از جمله زیباترین و جالبترین این آثار، همین کتابخانه در وقفنامهی مدرسهاش دربارهاش صحبت کرد و گفت: « آنچه در هزینه کردن ترجیح دارد بنای مدرسهای است که کتابهای معتبر خریداری و در اختیار استفادهکنندگان و نسخهبرداری محصلان قرار گیرد.» و همین، اساس شکلگیری این کتابخانه بود. مایلیم اضافه کنیم که این کتابخانه، اگرچه در اصل برای رفع نیاز طلاب و مدرّسان مدرسهاش شکل گرفته بود ولی از همان روز نخست تأسیس در اختیار عموم اهل مطالعه و علم قرار گرفته بود.
و در مورد آنچه به کتاب و سر و سامان دادن و چگونگی استفاده از آن در دورهی نخست تاریخچهی این کتابخانه مربوط میشود باید گفت که ما جز آنچه که "محمدطاهر" در کتابی که دربارهی مؤلفان عثمانی نوشته، مطلبی در اختیار نداریم. او مینویسد : پدر مؤرخ مشهور ترک مشهور به "کوجا مؤرخ" ـ با تبار سارایوویی ـ از جمله حافظان کتب در کتابخانهی مسجد جامع غازی خسرو پاشا [بیک] در بوسنی بود که در واقع همین کتابخانه است. از این مطلب چنین نتیجهگیری میشود که در ربع نخست قرن هفدهم میلادی، کتابهای کتابخانه، دارای نگهبان (حافظ) بودهاند (نگاه کنید به کتاب "عثمانلی مؤلفلری" [مؤلفان عثمانی] جلد۳، صفحه ۴۶ تألیف "محمد طاهر" ـ استانبول، چاپخانهی عامره، سال 1346ﻫ.ق) به گمان غالب، کتابها در مدرسه یا در جایگاه خاصی در نزدیکی مدرسه، قرار داده شده بودند. شمار اندکی از نسخههای خطی این کتابخانه به دست ما رسیده و دیگر کتابهای آن در حملهی شاهزاده "برتیس اوگن" اتریشی که در سال ۱۶۹۷م. به سارایوو صورت گرفت و یا بطورکلی به دلیل استفادهی مستمر و زیاد، از بین رفت و پس از آن، آنچه باقی مانده با مرمت آنچه نیاز به مرمت داشت و افزودن کتابهای دیگری، کتابخانه احیا گردید و در مدرسه قرار داده شد و تا سال۱۸۶۳م. این وضع ادامه داشت. پس از این تاریخ، به ساختمان ویژهای انتقال پیدا کرد که "احمد عاصم بیک" متولی اوقاف در آن زمان بنا کرده بود و در قسمت غربی و چسبیده به مسجد خسرو بیک قرار داشت. از آن زمان، کتابخانه بنای مستقلی پیدا کرد و عمومیّت یافت و برای همگان قابل استفاده شد و تا سال ۱۹۳۵م. در همین جا باقی ماند. در این فاصله (یعنی از سال ۱۸۶۳ تا ۱۹۳۵م.) کتابخانه گسترش پیدا کرد و شمار کتابهایش افزوده شد بگونهای که از یک زمان به بعد، جای آن تنگ شده بود و یکبار دیگر به جای بزرگتری جلوی مسجد السلطان در کنار رودخانهی "میلاتسکا" انتقال پیدا کرد و هنوز هم در همانجاست.[6]
در فاصله سالهای ۱۸۶۷م. تا سال ۱۹۵۰م. کتابهای عمومی و خصوصی زیادی از بوسنی هرزهگوین و بویژه از سارایوو به این کتابخانه منتقل شد. مثلاً در سال ۱۸۹۷م. کتابخانهی "قنطمیری" و کتابخانهی "المصری" و کتابخانهی "آت میدان" به آن انتقال یافت. در اوایل این قرن (قرن بیستم) کتابخانهی مدرسهی "سیم زاده گومشیچ" و کتابخانهی "شهدی افندی" و در آستانهی جنگ جهانی دوم و به کوشش "حاج محمد خانجیچ" ـ ریاست وقت کتابخانه ـ کتابخانهی "حاج خلیل افندی گراچانیتساوی" از گراچانیتسا همراه با کتابخانههای دیگر همان روستا، به آن انتقال داده شد کتابخانههای مزبور جملگی در مدرسه عثمان قبطان گراداشجفیچ یکجا گرد آمده بود. در همان زمان "حاج محمد خانجیچ" حدود سیصد جلد کتاب خطّی خوب از کتابخانهی مدرسهی "الجی ابراهیمپاشا" در شهر "ترافنیک" را انتخاب کرد و به این کتابخانه آورد. همچنانکه کتابهای باقیماندهی سه کتابخانهای را ـ که گفتیم در روستای "فوجا" وجود داشت ـ (یعنی کتابخانهی "حسن فاطر"، کتابخانهی مدرسهی ممشاه بیک و کتابخانهی عثمان افندی) نیز به این کتابخانه انتقال داده شد. در همان زمان تعدادی کتاب خطی ارزشمند از کتابخانهی مدرسه و مسجد ابراهیم پاشا در "بوگتل" نیز به آن انتقال یافت. در سال ۱۳۷۰ﻫ.ق/1950م. تمامی آنچه از کتابخانهی "قراگوز بیک" در موستار باقی مانده بود، به آن انتقال یافت.
علاوه بر راههایی که گفتیم، از راه وقف یا وصیت یا اهدا یا خرید نیز شماری از کتابخانههای شخصی ارزشمند و مجموعههای خطی نادر و نفیس، به این کتابخانه افزوده شد. از جمله کتابخانههای شخصی یاد شده میتوان به کتابخانهی "قاضی حسن افندی یویوزاده" و کتابخانه متولی وقف "غازی خسرو بیک" و "احمد عاصم بیک متولیچ" (در سال ۱۲۸۴ﻫ.ق/1867م. انتقال داده شدند) و کتابخانهی حاج احمد افندی فرزند "مصطفی المدرس" در مدرسهی خسرو بیک (متوفی سال ۱۲۳۲ﻫ.ق/1812م.) و کتابخانهی "مصطفی بیک جنتیزاده" و کتابخانهی خانوادهی "جینوزاده" و کتابخانهی خانوادهی "مظفری" و کتابخانهی "قاضی هرمززاده" و کتابخانهی ممیش آغا قاسم آغیچ و غیره، اشاره کرد؛ و زمانی که در سال ۱۳۵۰ﻫ.ق/1931م. کتابخانهی سرشار از نسخههای خطی نفیس و مجموعهای از اسناد و مدارکی که در مالکیت "محمد انوری قاضیزاده" قرار داشت و وصیت کرده بود که به این کتابخانه برسد. به کتابخانه غازی خسرو بیک انتقال پیدا کرد، بسی بر غنای این کتابخانه افزوده شد. پس از آن یکسری اهداهایی به این کتابخانه به صورت کتابخانههای کوچک یا بزرگی که در شمار ارث باقی مانده از علما و اعیان سارایوو از جمله "شاکر افندی معیدفیچ"، "سالم افندی مقتیچ"، "مصطفی بیک خلیل باشیچ"، برادران سفرزو، "سعید علی بیگ فیلیبوفیچ"، "ابراهیم افندی زعفرانی"، "عینی افندی بوشاتلیچ" بود، صورت میگرفت. کسانی چون "حمدی کرشفلا کومیچ" و "عثمان افندی صوقولوفیچ" از سارایوو نیز هرکدام چند نسخهی خطی به این کتابخانه هدیه دادند (این آخری بیش از شصت سال را به جمعآوری کتاب و نسخههای خطی و اسناد سپری کرده بود و کتابخانهی بسیار ارزشمندی برای خود فراهم آورده بود که سرانجام در همین ایام اخیر جمعی از "جماعت دینی اسلامی" کتابخانهاش را خریداری کردند تا به مجموعهی کتابهای کتابخانه غازی خسرو بیک، افزوده شود.
بدین ترتیب تمامی کتابخانههای عمومی اوقاف و شمار زیادی از کتابخانههای شخصی در بوسنی هرزهگوین در این کتابخانه گرد آمد و شمار نسخههای خطی این کتابخانه با احتساب نسخههای تکراری، بالغ بر 9000 (نه هزار) جلد گردید که شامل رساله یا کتاب مستقل یا همراه با کتاب دیگر میشود. و علاوه بر آن تعداد ۸۴ صورتمجلس دادگاه شرعی سارایوو (صورتجلسههایی از قرن شانزدهم و هجدهم و نوزدهم میلادی) و شماری از دفاتر ترازنامه حسابداری اوقاف "غازی خسرو بیک" و نیز نزدیک به 400 وقفنامه و چیزی حدود ۳۵۰۰ برگ سند تاریخی که تاریخ تدوین آنها از قرن شانزدهم تا نیمهی قرن نوزدهم میلادی است، وجود دارد.
کتابخانه غازی خسرو بیک اهمیت بسزایی دارد زیرا دربرگیرندهی بسیاری از کتابهای عربی و ترکی و فارسی از کشورهای مختلف خاور نزدیک هستند و بخش اعظم کتابهای آن به زبان عربی و شمار معتنابهی به زبان ترکی و شمار کمتری به زبان فارسی است. در میان کتابهای عربی، نسخههای خطی قدیمی، نادر و منحصربفرد یا ناشناخته برای علما و دربرگیرندهی علوم اسلامی و بویژه تفسیر علم حدیث و علم فقه است. همچنانکه در میان مجموعه کتابهای خطی ترکی، کتابهای تاریخی و ادبی به وفور یافت میشود و نسخههای خطی فارسی نیز بویژه شامل شماری از تألیفات ادبی و شعر کلاسیک فارسی میشود و در میان این کتابهای شعری و ادبی، نمونههای بسیار زیبایی از هنر خوشنویسی و مینیاتور هم یافت میشود.
این کتابخانه شامل تعداد زیادی از کتابهای جالبی در عرصهی ادبیات عرب و ترک و فارسی است که در آن زمان دوران شکوفایی خود را در بوسنی و هرزهگوین سپری میکردند. در میان این کتابها، آثار فراوانی به قلم علمای بوسنی هرزهگوین هست که به این سه زبان قلمی کردهاند همچون: تألیفات "حسن کافی آق حصاری بوسنیایی" (متوفی ۱۰۲۵ﻫ.ق/1616م.) که برجستهترین شخصیت در میان علما و اندیشمندان بوسنی در قرن شانزدهم بشمار میرفت، یا آثار و تألیفات "مصطفی فرزند یوسف ایوبی زاده موستاری" (متوفی ۱۰۹۸ﻫ.ق/ 1686م.) و تألیفات "احمد بیاضیزاده" (درگذشتهی سال ۱۰۹۸ﻫ.ق/ 1686م.) و نیز آثار "شیخ علاءالدین علی دده فرزند مصطفی بوسنیایی" (متوفی ۱۰۹۰ﻫ.ق/ 1679م.) و آثار "احمد فرزند محمد بوسنیایی" (متوفی سال ۱1۹0ﻫ.ق / 1776م.) و آثار "ابراهیم فرزند اسماعیل اوبیاچ" (در گذشتهی حدود سال ۱1۳8ﻫ.ق/1725م.) و تألیفات "احمد سودی بوسنیایی" شارح اشعار شعرای کلاسیک فارسی (متوفی حدود سال ۱۰۰5ﻫ.ق/1596م.) و دیگران.
در این کتابخانه نسخههای خطّی مهمی وجود دارد که باید از آنها یاد شود از جمله: "تاریخ بوسنی" به زبان ترکی در چهار جلد اثر "صالح افندی الحاج حسینویچ الموقت سارایوی" (متوفی سال ۱۳۰6ﻫ.ق/1888م.) که شامل حوادث فاصله سالهای ۱1۸0م. تا ۱۸۷6م. است. این نسخهی خطی به خط "محمد انوری قاضیچ" کتابت شده است.
دیگری کتاب "تاریخ سارایوو" (مجموعهی باشکی) که آن هم به زبان ترکی است و به خط مولفش ملامصطفی باشکی (متوفی ۱۲۱8ﻫ.ق/1803م.) نوشته شده و شامل اطلاعات و اخبار مهمی در عرصهی تاریخ سارایوو در نیمهی دوم قرن هجدهم است. و نیز "تاریخ انوری" در برگیرندهی مجموعهی بزرگی شامل اخبار تاریخی و ادبی در بیست و هشت جلد است که آنها را "محمد انوری قاضی زاده" از سارایوو گردآوری کرده و به نام مزبور، نامگذاری کرده است. اخبار تاریخی این مجموعه متعلق به فاصله زمانی ۷۶6ﻫ.ق/1363م. تا ۱۳۴6ﻫ.ق/1927م. است. این مجموعه از اهمیت بسزایی برخوردار است و به خط گردآورنده است.
[1] ـ در جریان بمباران توپخانه و موشکی شهر سارایوو از سوی صربستان در سال های 95ـ1990م. انستیتوی شرقی و کتابخانهی ملی به آتش کشیده شد و ویران گردید.
[2]ـ Bogumili
[3] ـ Arabische, turkische and persische Handschriften der universitats bibliothek in Bratislava 1961.
4ـ به این دلیل که مدتها در مصر زندگی کرده بود.
5ـ میدان اسب سواری
4ـ پس از آن و در جریان جنگ اخیر بوسنی به محل کنونی آن در خیابان حمیدیه انتقال پیدا کرد.
وناگون جهان خوانده میشود و الهامبخش علاقهمندان و پژوهشگران است.
به همین مناسبت، در مرکز بینالمللی میکروفیلم نور به معرفی کتابخانه غازی خسروبیگ در سارایوو، از گنجینههای ارزشمند میراث مکتوب در منطقه بالکان میپردازیم؛ کتابخانهای تاریخی که مجموعهای غنی از نسخههای خطی عربی، ترکی و فارسی را در خود جای داده و جلوهای از حضور و نفوذ فرهنگ و ادب فارسی در خارج از مرزهای ایران به شمار میرود.
معرفی چنین مجموعههایی، فرصتی برای شناخت بهتر مسیر انتقال میراث مکتوب فارسی و پاسداشت پیوندهای دیرپای فرهنگی میان ملتهاست.
روز بزرگداشت حافظ گرامی باد.