
سخنی دربارۀ خط و کاتب: دو نامۀ تاریخی از والی بغداد به فرماندار کل هند
نویسنده: محمدحسین اسرافیلی (خوشنویس، پژوهشگر خوشنویسی و نسخههای خطی اسلامی)
درآمدی بر پژوهش در اسناد تاریخی
بررسی خط و شیوههای کتابت اسناد، در شناخت تحولات خط و خوشنویسی بسیار سودمند است. اسناد افزون بر اینکه روایتگر حوادث تاریخی هستند، اصول حاکم بر کتابت، صفحهآرایی، ذوقورزی و دانش کاتبان را نیز روایت میکنند. برخی از آداب و فنون کتابت و دگرگونیهای خطوط را فقط در آینۀ اسناد میتوان دید؛ به همین سبب است که در چند سال گذشته، مطالعۀ اسناد تاریخی مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
چندی پیش، دوست دانشورم، دکتر محمدرضا بهزادی، مرا از وجود دو نامۀ مهم و بسیار خوشخط در آرشیو دیجیتال مرکز میکروفیلم نور آگاه کرد و تصاویرشان را در اختیارم گذاشت. در نگاه نخست، مجذوب خط شکستهنستعلیقِ پرکرشمه و پختۀ این نامهها شدم و به اهمیت تاریخی آنها پی بردم. تأمل در خط و بررسی شواهد، مرا به این نتیجه رساند که کاتب آنها محمدرضا اصفهانی (میرزارضا بغدادی)است. در این نوشتار، نکاتی را دربارۀ خط و شیوۀ کتابت این نامهها بیان میکنم و به شرح و بسط تشخیصم دربارۀ کاتب آنها میپردازم.
جایگاه سیاسی و جغرافیایی نامهها
این نامهها که به زبان فارسی هستند، از جانب والی بغداد و حاکم سلسلۀ مملوکی عراق، علیپاشا، به فرماندار کل هند (نمایندۀ دولت بریتانیا مستقر در قلعۀ ویلیام و فرمانروای هندوستان) فرستاده شدهاند.
نامۀ نخست: همراه ضمیمهای به شمارۀ ۲۵۸ (تاریخ دریافت در یادداشت انگلیسی: ۲۱ مه ۱۸۰۴)
نامۀ دوم: به شمارۀ ۳۰۰ (تاریخ دریافت در یادداشت انگلیسی: ۲۰ ژوئن ۱۸۰۴)
این اسناد در مجموعۀ اسناد روابط خارجیِ آرشیو ملی هند دستهبندی شدهاند. گذشته از اهمیت کاربرد دیوانیِ زبان فارسی در این نامهها، استفاده از خط شکستهنستعلیق برای نگارش آنها شایستۀ تأمل و توجه است؛ زیرا این خط - برخلاف بسیاری از خطوط اسلامی که گسترۀ کاربرد پهناور و کثرت استعمال در جهان اسلام داشتند - اغلب در جغرافیای ایران رواج داشته و بیرون از آن کمتر به کار رفته است. پیشتر به یاری اشارات تاریخی (مانند نامگذاری این خط به «شفیعه» در هند به واسطۀ محمدشفیع حسینی هروی) و دیدن آثار، از رواج و تحولات شکستهنستعلیق در هند آگاهی یافته بودیم؛ اما کشف این نامهها آشکار میکند که این خط در برههای در عراق نیز رایج بوده و در امور دیوانی استفاده میشده است.
عیار هنری و ویژگیهای کتابت نامهها
حجم انبوه اسناد چند سدۀ گذشته، از منظر عیار و کیفیت خط و روش کتابت بسیار متنوعاند. اسناد را از این منظر میتوان به دو گروه کلی دستهبندی کرد:
گروه اول: اسنادی که به انواع خط تحریری و فارغ از پایبندیِ دقیق به قواعد خوشنویسی نوشته شدهاند و تشخّص و سلیقۀ کاتب در آنها کاملاً نمود یافته است.
گروه دوم: اسنادی که تعداد کمتری را شامل میشوند و مبتنی بر رعایت اصول و قواعد خوشنویسی و حفظ ساختار خطوط کتابت شدهاند؛ این اسناد از نظر زیبایی به قطعات خوشنویسی میمانند.
نامههای علیپاشا در گروه دوم جای میگیرند. آنها به خط شکستهنستعلیقِ ممتاز و بسیار روان نگاشته شدهاند و بیتردید به خامۀ یک خوشنویس متبحر هستند. مواردی چون نگارش خوشحالت و متناسب مفردات و ترکیبات، گردش قلم چابک در اجرای قوتها و ضعفها، چیدمان ماهرانه، حُسن همجواری کلمات و ترکیب نیکوی سطور، اِشراف و استادی او را نمایان میکند.
اصول صفحهآرایی و طغرای اختصاصی
روش کرسیبندی و تنظیم فاصلۀ سطرها در این اسناد، در سندنویسی و فرماننویسی سابقه دارد و مطابق الگویی منشیانه است:
فاصلۀ اغلب سطرها زیاد است و کلمات پایانی سطور به صورت مؤکّد با قوسی صعودی و چشمنواز سوار بر یکدیگر نوشته شدهاند تا فضای منفی میان سطرها از سمت چپ کاسته شود.
خوشنویس دو سطر ابتدایی را کوتاهتر و با فاصلۀ زیاد از مجموعۀ سطرهای بعدی و چند سطر انتهایی را نیز کوتاهتر، با فاصلۀ کم و دانگ کوچکتر نوشته تا آنها را از سطرهای میانی متمایز کند.
با کوتاهتر نگاشتنِ چند سطر پایانی، فضای خالیای در سمت چپ برگه برای نوشتنِ **طغرای علیپاشا** به وجود آمده است. این طغرای خاص و پیچیده که تلفیقی از طغراهای ایرانی و عثمانی است، از بالا به پایین چنین خوانده میشود:
> صَحَّ المختار المُجاز (المجاز المختار) علی محافظ بغداد و بصره و شهرزور
نکتۀ دیگر اینکه ضمیمۀ نامۀ ۲۵۸، صفحهپردازی سادهای دارد، روان و قلمانداز نوشته شده و در بخشی از آن، خط سیاق به کار رفته است.
ریشهیابی سبک و معمای هویت کاتب (میرزارضا بغدادی)
سبک خوشنویس کاملاً به پیروی و در امتداد سبک نابغه و قلۀ شکستهنستعلیق، درویش عبدالمجید طالقانی (درگذشت ۱۱۸۵ ه.ق) است. با در نظر گرفتن شباهت زیاد سبک خطِ این اسناد به درویش عبدالمجید، این گمان تقویت میشود که کاتب آنها یکی از شاگردان اوست.
در میان شاگردان برجستۀ عبدالمجید، محمدرضا اصفهانی (معروف به کَر) مدتی در بغداد زیسته بود (او از ۱۱۷۸ تا ۱۲۲۸ ه.ق به نگارش آثار اشتغال داشته است). در بعضی منابع از شکستهنویس چیرهدستی به نام میرزارضا بغدادی یاد شده که در همان دوره میزیسته است. حال این پرسش مطرح میشود: آیا میرزارضا بغدادی همان محمدرضا اصفهانی است؟
شواهد تذکرهای: در تذکرهها آمده است که وقتی از درویش عبدالمجید از خط محمدرضا اصفهانی پرسیدند، گفت: «قطعه را من بهتر مینویسم و کتابت را میرزارضا خوشتر نگارد.» همچنین در توصیف میرزارضا بغدادی نوشتهاند: «کمتر کس به آن قدرت شکسته را نوشت؛ نامههای بزرگ را بدون ستون کردن زانو بگرفت و چنان نگاشت که هر سطرش را نویسندگان به قیمتها خریدند...»
یادداشت عبدالحمید تبریزی: یادداشت عبدالحمید تبریزی (شاگرد میرزاغلامرضا اصفهانی) در پشت سندی مشابه، کاتب را میرزارضا بغدادی معرفی کرده و توضیح میدهد که وی منشی و نویسندۀ بنام ایران بود که به سبب رنجیدن از سخن آقامحمدخان، رو به بغداد گذاشت و به دستگاه پاشایان بغداد پیوست.
نتیجهگیری پیرامون هویت کاتب
مطالب مذکور نشان میدهد که تغییر نام و شهرت یافتنِ محمدرضا اصفهانی به رضا بغدادی به سبب اقامت در بغداد بسیار محتمل است (مختصر کردن اسامی مرکبی که با محمد آغاز میشده، مانند تبدیل محمدرضا به رضا، در گذشته مرسوم بوده است).
با مطالعۀ تطبیقی نامههای علیپاشا با آثار رقمدارِ محمدرضا اصفهانی و یادداشتهای تاریخی، این نتیجه به دست میآید که محمدرضا اصفهانی همان میرزارضا بغدادی است و کتابت این نامههای ارزشمند به خامۀ توندست او انجام گرفته است.
سخن پایانی، آرزوی یافتن اطلاعات و آثار بیشتری از این خوشنویس صاحبکمال و شیرینکلک ایرانی است که در زمانۀ خود، جمال هنر ایرانی را بیرون از مرزبندیهای سیاسی به رخ ناظران میکشید؛ هنرمندی که قدر و منزلتش در تلاطم حوادث روزگار به فراموشی سپرده شد.

