موضوع: شکایت نامه شیخ عبدالرسول آل مذکور حاکم بندر بوشهر درباره تعدی و تجاوز نیروهای انگلیسی به نزدیک شهر با قایق و تمرین توپ اندازی به سمت بوشهر بدون هماهنگی قبلی
پس از آنکه نیروهای کمپانی هند شرقی توانستند با بیرون راندن فرانسویان از دربار ایران و متعاقب آن از خلیج فارس، به قدرت بلامنازعی در منطقه خلیج فارس تبدیل شوند، بر سر بسیاری از موارد با نیروهای بومی و حکام محلی و دست نشانده حکومت فرمانفرمای فارس و بنادر، دچار اختلافهایی گردیدند. یکی از مهتمرین این وقایع، درگیری مابین شیخ عبدالرسول آل مذکور شیخ المشایخ و حاکم بندر بوشهر است که در یک سلسله نامهنگاری میان نیروهای کمپانی هند شرقی بریتانیا و شیخ، به صورت مستند به دست ما رسیده است. این اسناد بسیار مهم درباره حاکمیت خلیج فارس، در مجموعه اسناد فارسی روابط خارجی آرشیو ملی هند در دهلی نو قرار دارد که خوشبختانه توسط مرکز بینالمللی میکروفیلم نور دیجیتال سازی شده و در برنامه جامع فهرست نویسی این مرکز، تاکنون بخش قابل توجهی از آنها مورد فهرست نویسی توصیفی قرار گرفته است.
در این سند بسیار مهم، شیخ عبدالرسول که از نوع برخورد نیروهای انگلیسی گلایه کرده است. در این سند اشاره شده که نیروهای کمپانی در نزدیکی شهر بوشهر و نزدیک اقامتگاهی که شیخ عبدالرسول در کنار دریا برای خود ساخته، تمرینات و تحرکات نظامی داشته و موجب وحشت و آزار اهالی بوشهر شدهاند.
در بخشی از این سند آمده است:
... چون در این اوقات بعضی رفتار خلاف دوستی و یگانگی از جانب کسان و گماشتگان [یک کلمه خورده و از میان رفته است] و ملازمان علیالاتصال مراتب دوستی و مواحدت خود را اظهار و تکرار می فرمایند، به مشاهده ظهور این قسم رفتار، مخالف طریقه دوستی و مغایر با اتحاد و یگانیگی است. لازم دانست که سرکار ملازمان را مصدع و مطلع ساخته باشد که هرگاه بدون اذن و اطلاع ملازمان است، اگر در ممانعت مرتکبین برآمده که آنها تارک عمل ناهنجار خود گردیده، مصدر رفتاری که خلاف دوستی به ظهور رسد نگردیده باشند و الا که قسمی دیگر بوده باشد هم در عالم دوستی این دوستدار را اطلاع داده باشند. لهذا اظهار میشود که یوم قبل کبتان و اهالی جهازان سرکار ملازمان، چند نفر سپاهی و [یک کلمه ناخوانا] در ماشوه [قایق کوچک پارویی] خود سوار و دو عراده توپ مع [با] گلوله و باروط در آن حمل نموده، بعد از ظهری ماشوه مزبوره در مقابل غریش [ کورنیش یا غرنیش یا کرنیش ریشه در زبان فرانسوی دارد و به مفهوم مسیری در کنار ساحل یا جادهای در کنار دریا ذکر می شود، استفاده این کلمه توسط شیخ عبدالرسول نشان دهنده تاثیر زبان فرانسه بر این منطقه است]که این دوستدار جهت مکان نشیمن خود در کنار دریا ساخته، آمده دو دفعه رو به ولایت [شهر بوشهر] توپ انداخته که مشخص نمایند که توپ به ولایت می رسد یا خیر. بعد که مظنه خود را حاصل نموده دفعتا به جهاز معاودت نمودند. دوستدار در نظر به پاس اتحاد و دوستی و زمان [کذا؟] متحمل شده، ساکت شد که این رفتار البته بدون اطلاع ملازمان بوده است. و یک دفعه از ایشان صادر شده لهذا [یک کلمه افتاده است] البته ملازمان ممانعت ایشان خواهند فرمود که دفعه دیگر مرتکب این حرکات نشوند. باز دیشب قریب به طلوع فجر دو سه ماشوه دیگر آمده به همین منوال رو به ولایت توپ خالی نمودهاند... .
در ادامه شیخ عبدالرسول علاوه بر تندی در نگارش تحریر کرده است که با دیگر اگر چنین حرکاتی از ایشان به ظهور برسد، مخالف دوستی و اتحاد است. اگر خودسری کردهاند پس چرا ملازمان جلو نگرفتهاند و اگر خودسری نکردهاند و این با هماهنگی ملازمان و خود کاپیتان است و باید به شیخ عبدالرسول توضیح داده شود و این حرکتها چه معنی دارد و درخواست کرده است که از این پس به ایشان اطلاع کامل داده شده و رفتارهای گذشته نیز توجیه درستی شوند.
این سند بسیار مهم از روابط دولت کمپانی با حکان بومی ایران در نواحی شمالی خلیج فارس، در مجلد یکصد و چهار اسناد روابط خارجی آرشیو ملی هند و به شماره آرشیو ۴۶۳، ذیل اسناد سال ۱۸۰۸ میلادی قابل بازبینی و بررسی است.
انتخاب، استنساخ و پژوهش: دکتر محمدرضا بهزادی