موضوع: نامه عبدالله خان امینالدوله به چالرز پاسلی نماینده سیاسی بریتانیا در بندر بوشهر و خلیج فارس درباره سفرش از جانب فرمانفرمای مملکت فارس برای مذاکره با نماینده کمپانی هند شرقی
پس از وفات حاجی محمدحسین صدراصفهانی مستوفیالممالک و امینالدوله صدراعظم فتحعلی شاه قاجار در ۱۲۳۸ قمری (در برخی منابع ۱۲۳۹ قمری) فرزند ارشد او عبدالله خان با لقب امینالدوله برای مدتی کوتاه و برای بار نخستین، به صدارت منصوب شد. عبدالله خان هم پسر صدراعظم بود و هم دختر فتحعلی شاه را به همسری داشت، مسیر پیشرفت را به سرعت پیمود. ابتدا در زمان صدارت صدر اصفهانی، عبدالله خان بیگلربیگی اصفهان گردید و کمی بعد وزارت استیفا نیز ضمیمه مشاغل او شد. پس از درگذشت صدراعظم، شاه این سمت را به عبدالله خان واگذار کرد. قرب منزلت نزد فتحعلیشاه، باعث میشد تا عبدالله خان جسارت زیادی برای درافتادن با درباریان داشته باشد و بتواند به راحتی بسیاری از ایشان را که از رقبای او بودند کنار بزند. به جز اینها، سیاست عبدالله خان در مقابله با دولت بریتانیا، سیاستی بسیار جسورانه بود. امینالدوله، بر خلاف بسیاری از دولتمردان قاجاری به دولت بریتانیا چشم امیدی نداشت و در سال نخست صدارت خویش تلاش کرد با سیاست مزورانه بریتانیا در شعله ورکردن آتش جنگ دوم میان دولت روسیه تزاری و ایران جلوگیری نماید. به جز اینها سعایت برخی از درباریان باعث شد با فشار دولت بریتانیا، عبدالله خان از صدارت عزل شود. عزل او با آغاز جنگهای دوم تحمیلی روسیه بر ایران بود و پس از شکست ایران و عقد معاهده ترکمانچای، عبدالله خان به صدارت فراخوانده شد و تا وفات فتحعلیشاه بر این منصب پابرجا بود. در میانه کشمکشهای پیشامده میان سرجان مالکوم و دربار تهران، عبدالله خان با اشاره پدرش صدراصفهانی و از طرف فرمانفرمای فارس، ماموریت یافت تا با نماینده سیاسی کمپانی در خلیج فارس دیدار نماید. هدف از این دیدار، آنطور که خودش در این نامه در پرده بیان کرده است، دلجویی از نماینده سیاسی کمپانی هند شرقی و ایجاد استحکام بین الدولتین قید شده است. اما به نظر میرسد، این دیدار بیشتر برای این برنامه ریزی گردید تا دربار تهران بتواند فرصت کافی برای تراشیدن یک رقیب جدی در مقابل مالکوم را داشته باشد. یا دست کم بتواند با نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس بر سر برخی از مسائل مهم، از جمله سفیر دربار لندن سر هرفورد جونز که در هندوستان منتظر حرکت به سمت ایران بود، گفتگو نماید. از دیگر سو، پاسلی که علی الظاهر به واسطه جعفر علی خان نواب مشهور به نواب هندی مامور دولت بریتانیا در شیراز و مترجم نمایندگی انگلستان در دربار فرمانفرمای فارس، از این مقصود و نیت آگاه شده بود، تلاش کرد تا حد امکان از رویارویی با عبدالله خان اجتناب نماید. پس او نیز بندر بوشهر را ترک گفته و عازم بصره شد و ویلیام بروس، افسر نیروی دریایی بمبئی و سرپرست مقیم بوشهر را مامور دیدار با امینالدوله نمود. امین الدوله نیز در دیدار با بروس گلایه توآمان با دلجویی خود را بیان کرد و پس از آن این نامه را برای پاسلی مرقوم نمود.
در بخشی از این نامه بسیار مهم میخوانیم:
چون در این وقت حسبالامر قدر قدر بندگان نواب مستطاب مالک رقاب گردون قباب سپهر رکاب عالمیان مآب فروزان گوهر درج سلطنت و کامکاری، درخشان اختر آسمان حشمت و بختیاری ولی النعمی فرمانفرمای مملکت فارس روحی فداه، مقرر گردیده بود که این دوستینشان، به آنصوب آمده، آن عالیجاه دوستی آگاه را ملاقات و شفاهی اظهار مراتب مرحمت و عنایت بندگان اعلیحضرت ظل اللهی پادشاهی و اشفاق و الطاف بندگان نواب سابق الالقاب ولی الغمی و اتحاد هر یک از امنای دولت گردون عدت سلطانی را کماهو نموده باشد [و/که؟] باعث ازدیاد اتحاد بین الدولتین گردد. با وجود اینکه مراتب مأموریت [مأموری] دوستدار را سابقاً عالیجاه معلی جایگاه دوستی آگاه، جعفرعلی خان [نواب هندی] که من جمله ملازمان است اظهار نموده با این حال از بندر مبارکه ابوشهری حرکت و روانه گردیده، اگرچه بنای دوستی و اختصاص از آن محکمتر است که به این مرسومات ظاهری مؤثر گردید [و؟] لیکن این نوع رفتار نسبت به دوستان قدیم، مضمون این نسبت است که میگفت و نگفتن از لبش میبارید ... میدید و ندیدن از نگاهش میریخت؛ باری از آنجا که منظور اصلی از مأموریت دوستدار ملاقات ملازمان و تبلیغ بعضی سفارشات بود مراتب را مجملاً به عالیجاه معلی جایگاه دوستی و یک جهتی آگاه نتیجه الاعاظم المسیحیه مستر بروص [ویلیام بروس، افسر نیروی دریایی بمبئی و سرپرست مقیم بوشهر] حالی و خاطرنشان نموده و رقمی که از مصدر عزّ و جاه به افتخار آن عالیجاه دوستی آگاه صادر شده با مراسلهجات عالیجاه معلی جایگاه عزت و اقبال همراه مقرب الحضره السلطانی اسمعیل بیگ [دامغانی] بندگان نواب خدایگانی نایبالملکی ابویام را [؟]؛ [احتمالاً مقصود محمدحسین صدر اصفهانی صدراعظم است]؛ تمام و کمال تسلیم عالیجاه مشارالیه نموده که روانه نزد آن عالیجاه یک جهتی آگاه نماید، انشاءاله بعد از شرفیابی از حکم منیع و مطالعه نوشتهجات؛ مرسولی به آنچه [بدانچه] رأی ایشان قرار گیرد از این قرار معمول خواهد داشت... .
در ظهرنویسی این سند بسیار مهم که توسط مرکز بینالمللی میکروفیلم نور از میان اسناد فارسی آرشیو ملی هند دیجیتالسازی شده است، نقش مهر عبدالله خان با سجع: قال انی عبدالله/آتانی الکتاب دیده میشود. این سند بسیار مهم در مجلد ۱۰۴ مجموعه اسناد فارسی روابط خارجی آرشیو ملی هند، ذیل اسناد سال ۱۸۰۸ میلادی قابل دسترسی و بازبینی است.
انتخاب، پژوهش و استنساخ: دکتر محمدرضا بهزادی