موضوع: نامه دومین سلطان ترنگانو جاوه و مالایا به فرمانفرمای هند و فرماندار فورت ویلیام بنگال و دولت کمپانی هند شرقی بریتانیا
ترنگانو یا ترنغانو، یکی از ایالتهای مهم کشور مالزی امروزی است که در ساحل شبه جزیره مالایا واقع شده است. این ایالت از گذشته به دلیل اهمیت سوقالجیشی و سواحل بسیار زیبا و بکر، همچنین تنوع زیستی قابل توجه و فرهنگ غنی و تمدن تاریخی کهنسال خود مشهور بوده است. به جز اینها، چون در شرق این ایالت دریای جنوبی چین واقع شده است، از دیرباز یکی از مقاصد مهم ناوگانهای تجاری و دریایی بوده و حداقل از قرون سوم و چهارم هجری، کشتیهای تجاری از خلیج فارس و دریای عمان و به خصوص بنادر مهم بخش شمالی خلیج فارس نظیر بندر سیراف یا بندر بصره به این منطقه رفت و آمد داشته اند. در حدود نخستین سالهای دهه دوم قرن هجدهم میلادی، ترنگانو به یک ایالت مستقل و یک سلطان نشین مجزا از مجمع الجزایر مالایا تبدیل شد و سلطان زین العابدین شاه یکم به عنوان نخستین سلطان مستقل این ایالت علم سلطنت برافراشت و خاندانش تاکنون نیز بر این ایالت سلطنت و حکمروایی دارند. از همان آغاز عصر استعمار و ورود استعمارگران پرتغالی و اسپانیولی و سپس تشکیل مستعرات هلند در اقیانوس هند و دریای چین، با عنوان کمپانی هند شرقی هلند در مالاکا و اندونزی و جاوه و مالزی، ترنگانو محل اصلی استقرار نیروهای این کمپانی گردید. پس از مرگ زین العابدین شاه یکم، به دلیل روابط مستحکمی که میان خلیفه المومنین بادوکا سری سلطان سلیمان بدرالعلم شاه سلطان پادشاه سلطان نشین جوهور و سلطان متوفی ترنگانو وجود داشت، سلطان سلیمان در سال ۱۷۴۱ میلادی سلطان منصور شاه اول بن سلطان زین العابدین شاه را به عنوان دومین پادشاه ترنگانو منصوب کرد. به جز این سلطان سلیمان دخترش تونکو بولانگ را نیز به ازدواج منصور در آورد و با کمک او توانست بر علیه قبایل بوگی وارد نبرد شده و آنها را شکست دهد. سلطان منصور در میان مردمانش بسیار محبوب بود و در اواسط قرن هجدهم توانست اتحادی بسیار قوی میان قبایل مالایی برقرار نماید. در همین زمان است که کمپانی هند شرقی بریتانیا متوجه این بخش از آسیا شده و فرمانفرمای هند و کمپانی هند شرقی در هندوستان (فرماندار فورت ویلیام بنگال)، سعی در ایجاد رابطه و فتح باب ارسال نامه جات به سوی این سلطان نشین مهم و استراتژیک نمود. سلطان منصور اول نقش بسیار مهمی در توسعه و پیشرفت ایلات ترنگانو ایفا نمود و توانست ساختارهای اقتصادی و اداری این مجموعه از جزایر تحت ریاست خود را تقویت نماید. او روابط خوبی با دیگر سلاطین و امرا و قدرتهای منطقهای ایجاد کرد که بر ثبات امنیتی و اجتماعی ایالت ترنگانو بسیار موثر افتاد. منصور اول مسلمانی بسیار معتقد بود و در ترویج اسلام در جاوه و شبه جزیره مالایا اهتمام بسیاری نمود. او با ساخت مساجد و مدارس دینیه، کوشش نمود تا آموزش علوم دینی را بیش از گذشته تقویت و گسترش دهد. سلطان منصور اول را یکی از موفقترین حکمرانان ترنگانو به شمار میآورند و اقدامات او در زمینههای اداری و اقتصادی و مذهبی شایان توجه است. در میان اسناد فارسی و عربی آرشیو ملی هند که خوشبختانه توسط مرکز بینالمللی میکروفیلم نور تصویربرداری شده و در مرحله فهرستنویسی است نیز نامههایی از این پادشاه مقتدر و مهم مالایی وجود دارد که در نوع خود کم نظیر و بسیار مهم است. در یکی از این نامهها که توسط سلطان منصور برای وارن هستینگز فرماندار فورت ویلیام بنگال و نایبالسلطنه هندوستان فرستاده است، مطالب مهمی را بیان نموده که قابل بررسی و تامل هستند. این نامه که به زبان عربی با الفبای خط جاوهای نگارش شده و ممهور به مهر گرد و بسیار درشت سلطان است و در مقابل متن آن نیز توسط منشی وارن هستینگر به فارسی به رسم الخط و سیاق و سبک هندی ترجمه و در ضمیمه کتابت و به نامه اصلی الصاق شده است. در بخشی از این ترجمه که از روی نامه اصلی به زبان عربی برگردان شده آمده است:
به نام خدای که بخشنده روزی است در دنیا و بخشنده گناه است در عقبی [و اما بعد]
حمد و سپاس مر خداوندی را که پرورندة سایر عالم است و رحمت خدا و سلام خدا بر کسی که سرور اولین و آخرین است و بر جمیع پیغمبران صاحب کتاب و غیر صاحب کتاب و بر یاران آن همه
و بعد هذا پس این مکتوب از محب شما است و یار شما که نام او سلطان منصور است؛ ابن سلطان زینالعابدین مرسول است به سوی جناب کسی که بزرگتر است و گرامیتر و یار بزرگ داشته شده و دوست تعظیم کرده شد. مشهور است در میان هند و عجم عمادالدوله کورنر جنرال مستر هستن بهادر [وارن هستینگز] جلادت جنگ بکشد الله تعالی عمر او را تا وقتی که شباروز است و دراز گرداند الله تعالی حیات او را و سلامت دارد او را از آفات زمان.
و از جمله خبر میدهم شما را این که نامة بزرگ شما که فرستاده بودید آن را مصحوب کاپیتان استونسن رسید و دریافتم آن چه شرح کرده بودید و همچنین تحفة عنایتی به حسب تفضیل رسید؛ پس دوست شما به مجرد این که آن نامه رسید و مطالعه نمود مسرور شد و سرور بسیار حاصل آمد. پس همیشه بین دوستی و مواصلت شما به دوست شما و رسیدن من به نزدیک شما بعید نیست. پس میخواهم از الله تعالی این مقصود را و حصول مراد را به صحبت شما و این که صحبت انگریز و ما حاصل آید و هیچگاه انقطاع نپذیرد.
و دیگر خبر می دهم شما را از این که فرستاده بودم معرفت کاپیتان هاب جواب نامه شما و قصد کردم این که باشد موافقت در میان ما و شما لیکن قضای الهی بر کاپیتان هاب چنان حکم کرد که چون کوچ کرده از مقام ترنقانو به مسافت دو روز رسید یکی از خلاصین [کذا؟] اهل جاوه آمده برو زخم کرد و او در آن حال به خواب بود زخم کارگر شد بعد از آن کاپیتان هاب از آن مقام بازگشته به ترنقانو رسید مقدار پنج شش روز به حیات بود بعد آن مرد.
بعد مردن کاپیتان مذکور کتابهای [نامه ها] ما به تراخی [کاهلی و سستی و تاخیر] افتاد به جهت آن که معتمد علیه به حسب مراد خود هیچکس را نیافتم که کتاب ما را گرفته به سوی شما رود و به آن واسطه موافقت در میان ما و شما باشد چون آن مسیر نیاید پس اکنون میرسید؛ از کاپیتان گلاس و کاپیتان قومس و معلم جانبد از احوال ما که ایشان عالم و واقفاند از آن چه مراد ما با شما است و آنچه در باب بنادق [تفنگ] نوشته بودند که منظور ما آن است که بندوقها را نزد شما ارسال کنیم آن را بر رای سامی حواله نمود که مراد و مطلوب ما بازگشته است یعنی آن بندوقها را نمیخواهیم بلکه طلب آن میداریم از شما مدافع خورد خورد مقدار سه صد و نمونه آن مدافع همراه معلم مذکور فرستادهایم.
و دیگر خبر میدهم شما را از این که بعد موت کاپیتان هاب منظور معلم جانبد آن بود که کاپیتان هاب آن چه از مال و متاع گذاشته است هم آن را گرفته سفر کند. پس ما درنگ کردیم آن را و ندادیم که مالها را گرفته سفر کند، به جهت آن که کاپیتان هاب ما را وصیت نکرده بود که مال و متاع او را بر معلم مذکور واگذاریم و بعد هذا کاپیتان کنین و معلم مستر فلب نزد ما رسید پس ما همگی را جمع نموده با یکدیگر اجلاس کرده مشورتی در باب مال کاپیتان هاب از ایشان پرسیدم؛ کاپیتان کنین و یاران او همهها به اتفاق جواب گفتند که مال کاپیتان هاب را برای ما بر معلم جانبد بگذارید و او را رخصت دهید که با این مال به سوی بنگاله سفر کند این گفتند و دادند او را خط کاپیتان کنین و یاران او بدین مضمون که ایشان اجازت دادند برای ما در فرستادن مال کاپیتان هاب و نیست خللی و تقصیری بر معلم جانبد پس ما گذاشتیم به روی جمیع مال را و آن مال بضاعت جاده بود و بضاعت بنگاله نبود پس هر گاه گذاشتیم آن مال را بر معلم پس او فروخت آن مال را و عوض گرفت به آن مال از نزدیک ما بضاعت بنگاله را پس او کوتاه کرد بر خود و نقصان نکرد از راس مال سه هزار و هشت صد و نود و یک قرش اربع را. بدانید این همه و این از چیزی است که اثبات کردم برای شما و مراد اصلی ما با شما آن است که در میان ما و شما موافقت باشد و کتاب و خطاب شما انقطاع نپذیرد و فرستادة شما کسی باشد که با ما شناسایی دارد و صاحب تدبیر هم بود تا این که با وی کلام توانیم کرد در جمیع امور یعنی تدبر توانیم رسید والسلام. تمام شد کتابت وقت نیم شب از حالا هم، شهر جمادی الاخر سنه ۱۲۰۵ کتاب به جلدی [خیلی تند و سریع] نوشته شد توقع عفو از شما است و نبینند بر خطای ما.
این سند بسیار مهم که از منظر تاریخ جنوب شرق آسیا بسیار حائز اهمیت است، در مجلد ۱۱ مجموعه اسناد فارسی آرشیو روابط خارجی هند که توسط مرکز بین المللی میکروفیلم نور دیجیتال سازی شده است، ذیل شماره ۱۴۹ قابل دسترسی و مشاهده است.
پژوهش، انتخاب و خوانش نهایی: دکتر محمدرضا بهزادی
استنساخ متن: فاطمه دانش شکیب