موضوع: نامه ای از علی پاشا والی بغداد و حاکم سلسله مملوکی عراق به فرمانفرمای هند و ارسال هدایا برای او به واسطه سفیری که به سفارت به هند فرستاده شده بود
نزدیک به دوسال پس از کشته شدن نادرشاه افشار و آغاز کشمکش های سیاسی و قدرت طلبی امرای دولت افشار و برخی از سران ایلات و طوایف در گوشه و کنار ایران، سلیمان پاشا ملقب به ابولیله به عنوان نخستین پاشای ممالیک گرجی در عراق به حکومت رسید. ممالیک گروهی از بردگان دولت عثمانی بودند که بیشتر از قفقاز و گرجستان و داغستان خریداری شده و سپس در دوران حسن پاشای والی عثمانی به ایالت بغداد فرستاده می شدند تا به عنوان نیروی مخصوص او بعدها فعالیت نمایند. این افراد از کودکی همانند ینی چریهای عثمانی در مدارسی ویژه، آموزش خواندن و نوشتن و فنون جنگاوری و نظامت را فرا گرفته و سپس وارد پستهای دولتی می شدند. در زمان احمد پاشا، سربازان ممالیک بیشتری تربیت شده و به نظام عراق اضافه شدند. کم کم این نیروها استقلال عمل را در عراق به دست آورده و توانستند خود را به دولت عثمانی تحمیل نمایند. حاکمیت ممالیک گرجی بر عراق در سال ۱۱۶۲ قمری و با روی کار آمدن سلیمان پاشا شروع شده و تا سال ۱۲۴۷ قمری با عزل داوود پاشا از ولایت بغداد به پایان رسید. دوران حکومت ممالیک بر بغداد از نظر سیاسی و اجتماعی اهمیت فراوان داشت. زیرا پیش از حاکمیت ممالیک بر بغداد، والیان بغداد با فرمانی از سوی دربار عثمانی در استانبول تعیین می شدند. اما در دوران حکمرانی ممالیک، شرایط تغییر کرد و تاثیر فرمان سلطانی در تعیین والی کم شد و رفته رفته ممالیک کلیه شعون حکومتی بغداد را به دست گرفتند. این گروه که تقریبا از اواسط قرن هجدهم تا ربع اول قرن نوزدهم میلادی بر عراق حکومت کردند، با توجه به فرهنگ ایرانی و اسلامی غالب در خواستگاه ایشان یعنی قفقاز و سرزمین های تحت سیطره و تسلط آنها یعنی عراق عرب، زبان فارسی را به عنوان زبان دیوان و حکومت برگزیده و به آن مکتوبات رسمی را نگارش می کردند. با توجه به اصالت قفقازی بیشتر این ممالیک و ایرانینژاد بودن برخی از آنها مانند علی پاشای اول که حتی خواستار اتصال عراق به دولت ایران بود، زبان فارسی و نگارش فارسی و نظام دیوانسالاری ایرانی گسترش یافت و اسنادی از این زمان به زبان و خط نگارشی فارسی در آرشیوها دیده می شود. یکی از ممالیک گرجی که به سال۱۸۰۲ میلادی (۱۲۱۷ قمری) به ولایت بغداد رسید، علی پاشای دوم (علی آغا) آل کهیا یا علی پاشای کتخدا (کدخدا ؟) است که به مدت پنج سال بر این سمت باقی بود. در زمان او، سر هرفورد جونز که نماینده کمپانی در دربار ایران بود، که پیشتر به ممالیک بغداد نزدیک شده و روابط سیاسی انگلستان و عراق را به مرحله جدیدی سوق داده بود. علی پاشا که در ۱۶ رمضان ۱۲۱۷ با فرمان سلطان عثمانی به پاشایی بغداد رسیده بود، تا سال ۱۲۲۲ قمری بر این سمت باقی بود. در دوران او حملات مکرر وهابی ها به عراق و به عتبات عالیات و بصره اتفاق افتاد و شورشهای داخلی و از همه مهمتر جنگ با عبدالرحمن پاشای بابان والی کردستانات بود که با حمایت دولت ایران به حکومت این مناطق رسیده بود. در این رویارویی ها سرانجام دولت ایران توانست قدرت خویش را بر بخشی عظیم از عراق و کل کردستانات مسلم نماید. سرانجام علی پاشا در ۱۳ جمادی الاخر سال ۱۲۲۲ قمری در هنگام ادای فریضه صبح به دست نیروهای ممالیک مخالف خود به قتل رسید. سر هرفورد جونز که در سال ۱۲۱۲ قمری به عنوان نماینده دائمی پادشاهی انگلستان و کمپانی هند شرقی در بغداد منصوب شده بود، در همان سال نخستین نمایندگی سیاسی را در این شهر ایجاد کرد. او در زمان علی پاشا مجدد به بغداد سفر نمود و توانست کنسولگری انگلستان را در بغداد در فاصله سالهای ۱۲۱۶ و ۱۲۱۷ قمری در این شهر احداث کرده و بگشاید. پیش از این و در سال ۱۲۱۴ قمری نیز کنسولگری بریتانیا در بصره افتتاح شده بود و این را باید سرآغازی بر روابط سیاسی بریتانیا و سرزمین عراق و دولت ممالیک گرجی آن به شمار آورد. سند پیش رو، یکی از اسناد مهم دوران حکومت علی پاشا بر بغداد است که توسط مرکز بین المللی میکروفیلم نور از مجموعه اسناد روابط خارجی آرشیو ملی هند تصویر برداری و دیجیتال سازی و فهرست نویسی شده است. در این نامه که از سوی علی پاشا و به خط نستعلیق شکسته بسیار خوش نگارش شده است، از ماموریت سر هرفورد جونز سخن گفته شده و از فرستادن سلیمان آغا با هدایایی به جانب هندوستان سخن رفته است. همچنین درباره درگیری مردم بصره با کاپیتان کشتی انگلیسی درباره یک زن مصری صحبت شده و بر این مهم تاکید شده که پس از این از این قبیل موارد حادث نخواهد شد و تفصیلی از اصل ماجرای این درگیری نیز نگارش شده است. در ادامه نیز به سفارت سلیمان آغای معمتد سرکاری که به عنوان سفارت به سوی فرمانفرمای هند فرستاده می شود، علاوه بر نامه ای که بیان شد، با فرستادن شش راس اسب عربی (کره و مادیان) و چهار قلاده شیربچه برای فرمانفرمای هند، میزان ارادت خود را به وی ابراز نموده است. نکته مهم در این هدایا، شیربچه هایی است که قاعدتا از شیرهای نژاد شیر ایرانی یا بابلی یا شیر میان رودان (با نام علمی: panther leo mesopotamica sub v. persicae ) و یا همان شیر آسیایی شناخته میشدند و روزگاری از شبه جزیره عربستان و عمان و عراق و ایران تا سند و حتی بنگال نیز پراکندگی جغرافیایی داشت و اکنون تنها در ایالت گجرات هند جمعیتی اندک از آن باقی مانده است. از شیرهای ارسالی پاشای بغداد برای فرمانفرمای هند، دو قطعه کوچک و دو قطعه وسط ذکر شده است. در ضمن همین صورت هدایا، اسامی نژاد اسبهای فرستاده شده نیز بسیار حائز اهمیت است. اسامی مانند نجدی الاصل، تیموری، کحیلان کهر نجدی الاصل و کرکری اسامی نژادهایی است که امروزه هم میان قبایل عرب از شهرت و اهمیت بالایی برخوردار هستند.
از این بگذریم در متن نامه به موارد مهم سیاسی اشاره گردیده که به وقایع مهم روابط بین دولت کمپانی و پاشای بغداد می پردازد. در بخشی از این نامه می خوانیم:
... که چون مدتی است مدید و عهدی بعید که همواره فیمابین دولت علیه عثمانیه و شوکتبهیه عیسویه انکلیزه [انگلستان] عقد موالفت و اتحاد مشید و در میانه رجال دولتین و حکام و عمال جانبین به مصداق الناس علی دین ملوکهم، قواعد موانست و وداد ممتد بوده است و همیشه به مقتضای شرایط انس و الفت فیمابین ولات الامر بغداد و حکام و ارباب اختیار انکریز که در ممالک هندوستان کارفرما و معدلت انگیزند، سفرا و مراسیل دوستیافزا و تحف و هدایای یک جهتی تردد می نمودند خصوصا فیمابین ایشان و دستور مغفرت نشان جنت مکان والی النعمیام [مقصود سلیمان پاشای کبیر] که مراتب دوستی و اتحاد از سوایف اکمل و اتم و مراسم محبت و وداد اسبق و اقدم بوده و همواره قویا قیوما بر استحکام مبانی خصوصیت و موالات و تشیید ارکان صداقت و مصفات می افزوده، لهذا درین اوان میمنت نشان که به حسب الکتاب و توارث ولایت و اقارب این ولایت را کاسب و وارث گشت و به حدیث الحب بتوارث ما نفس متوارث محادث، متابعت سنت سنیه اسلاف و موافقت رای حیرت انمای آن دستور معدلت اتصاف را از فرائض احکام سلوک شمرده، واسطه ی خود و رابطه انگیز افتتاح سعادت نشان مراسل و رسل می شود. .... مقارن این احوال یک طغرا نامه ی نامی و یک عنوان مفاوضه محبت مرافهه گرامی از جانب مودت جوانب پادشاه خاقان دستگاه معدلت پناه انکریز ضاعف الله اقتداره بالمعدله والتمیز به مصحوب عالیجاه رفعت جایگاه دولت و اقبال پناه عمده الاعیان المسیحیه مستر هرفرد جنس [سر هرفورد جونز] که از معتمدین آن سرکار و مامور به توقف این دیار است، مشتمل به تمهید قواعد دوستی و اتحاد بین الدولتین و محتوب بر تشید مبانی یکجهتی و وداد فیمابین، به دوستدار رسید. و اظهار و اعلان آن با یشان از رهگذر دوستی و یگانگی طبع موالفت نشان لازم گردید. بنا علییه به نگارش این گزارش را فاتحه الکتاب الفت و صورت این معنی آرایش مقدمه مقال مودت ساخت و به جهت منیع آن عالیشان ارادت نشان سلیمان آغای اندرالی [؟] را که از معتمدین سرکار محبت توآمان است به سفارت آن ولا مامور گردید، از قرار تفصیل علیحده .... اما چون البته وقایعی که در ام البلاد بصره فیمابین مردم رجاله بی تمیز و کپتان غراب انکریز بر سر ضعیفه مصریه که در نزد او می بوده، روی نموده گوش به نقل ایشان شده است به همین قدر اختصار می نماید که عدم رضای امنای این سرکار به تحرکات جاهلانه رجاله ی آن دیار، امری ظاهرا وجود نداشت [نداشته است]... .
این سند بسیار جالب توجه و مهم، در مجلد ۸۱ ذیل اسناد سال ۱۸۰۴ میلادی که توسط مرکز بین المللی میکروفیلم نور از آرشیو ملی هند دیجیتال سازی شده است، دیده می شود.
انتخاب، پژوهش و فهرست: دکتر محمدرضا بهزادی