آغاز: الهى رنگ و بويى ده سخن را به آب فيض تركن اين چمن را
توضيحات: داستان دختر زرگرى است هند و مذهب كه گرفتار ستمگرى ظالم مىشود وشوهرش به دست وى به قتل مىرسد و پس از توسل و ديدن معجزه از امامحسين (ع) و احياى شوهرش خود و همسرش مسلمان مىگردند. سراينده كهشاگرد ميرزا على اكبر شيرازى است در ابتدا منظومه خود را با توحيد، نعت سروركائنات، معراج حضرت خاتم، مناقب جناب على مرتضى (ع) محامد سلطان واجدعلى شاه و مدح نواب ابوتراب خان شروع كرده و سپس به حكايت پرداخته است.در پايان سيد اسد على متخلص به دانا چند بيت در خصوص اين مثنوى آورده وبه تاريخ سرودن آن، 1269، اشاره كرده است.