آغاز: بسمله. عجز و نياز بيشمار تسليم بارگاه جميلى كه ديده والا... امّابعد عبوديت اساس
رتن سين داس كه از صميم قلب...
توضيحات: نگارنده كه متخلص به عارف و فرزند رام كرن شاهجهان آبادى است از مريدان و
منسلكان سرى چرنداس مى باشد و در مقدمه كتاب آورده كه اين مضامين را از
افاضات مرشد خود بر گرفته و در واقع مرشد وى نيز آن را از زبان سرى
سكهديو در خصوص حقايق بهكت و سانكهه جوگ و نظاير آن گرفته است و
چون اصل آن به زبان سنسكريت لهجه بهاكا بود آنها را به عبارت سليس فارسى
در شانزده باب مرتب كرده و نام آن را محيط معرفت نهاده است. 1- در تعداد
انفاس و خواص آن، 2- در تبيين علم نفس و عمل بر اطراف و تاثير آن، 3- در
بيان معرفت الوان عناصر، 4- در اظهار خير و شر، 5- در دانستن امراض و ديگر
مطالب آن، 6- در دريافت حيات و موت و هنگام وقوع آن، 7- در معرفت انترام
كارهايى كه هنگام روان شدن نفس به وقوع آيد، 8- در معرفت لازم گرفتن
كارهايى كه هنگام دم راحت زدن ظهور گيرد، 9- در دانستن نويد ارزانى، 13-
در دانستن غائب... و كيفيت بهكت جوك، 14- در ذكر سانكهه... 15- در بيان
كيفيت راج جوك و اكتساب آن، 16- در بيان عرفان و توحيد.