دوشنبه ٥ فروردین ١٣٩٨

كتابخانه راجا محموداباد لكهنو

کتابخانه راجا محمودآباد

 

در زمان حكومت معتصم عباسی (217 - 227 هـ) گروهی از علماء و دانشمندان اسلامی از بغداد به هند مهاجرت و در اين ديار رحل افكندند. از جمله ايشان قاضی نصراللّه‏ بود كه در بغداد منصب قضاوت داشت و پس از ورود به هند بدستگاه شهاب الدين غوری راه يافت و سلطان وی را بمنصب قضاوت ملتان برگزيد. پس از وی اين منصب در خانواده قاضی نصراللّه‏ باقی ماند. خانواده قاضی علاوه بر منصب قضاوت به نشر معارف اسلامی در هند همت گماشتند و گروه زيادی بوسيله ايشان مشرف به دين اسلام شدند كه از جمله آنها قبيله از سنديها بنام گهگر بود كه همه مسلمان شدند. پس از وفات قاضی بعضی از فرزندانش به شهر امروهه مهاجرت كردند و در اين شهر نيز منصب قضاوت بايشان تفويض گرديد. يكی از اولاد اين خانواده بنام داؤد خان در زمان حكومت جلال الدين محمد اكبر پادشاه مقتدر هند به لشكريان وی پيوست و چون از خود لياقت نشان داد ملقب به "خان بهادر" گرديد. از اين پس اولاد وی به "خانزاد" مشهور گرديدند. محمود خان از نواده داؤد خان كه يكی از سرداران لشكر مغول بود بنام خود منطقه ای را در حوالی لكهنو آباد و آنرا محمودآباد بنام نهاد و از آن پس افراد خانواده وی در محمودآباد اقامت گزيدند. او اولاد وی بايزيد خان در عهد سلطنت جهانگير لقب عمدة الموالی غضنفر الدوله، نواب جنگ گرفت و شاه بوی تحف و هدايای بسيار بخشيد كه از جمله شمشيری بود كه تاكنون در خانواده ايشان وجود دارد. عمارت مقبره بايزيد خان در بلهرا نزديك محمودآباد است. از اولاد بايزيد خان، ميان مظهر علی خان در اثر تماس با علماء و مجتهدين شيعه، مذهب تشيع را پذيرفت و پس از وی فرزندش ميان امير علی در ترويج مذهب تشيع كوشيد. دو فرزند وی راجا عباد علی حاكم بلهرا و راجا نواب علی حاكم محمودآباد مراسم عزاداری را با تشريفات خاص رواج دادند. راجا نواب عليخان مردی عالم و دارای قريحه شهر بود و ديوان قصائد و غزليات وی بنام "كلّيات سحر" تاكنون در كتابخانه محمودآباد موجود است. وی از آخرين فرمانروای اوده "واجد عليشاه" لقب مقيم الدوله قيام جنگ و راجا گرفت. پسر وی امير حسن خان از طرف حكومت اودهـ لقب، اميرالدوله سعيد الملك، ممتاز جنگ گرفت. وی مانند پدرش شعر ميسرود و در شعر به "حبيب" تخلص مينمود و بيش از صد مرثيه در ذكر مصائب ائمه اطهار سروده است كه تاكنون در مجالس خوانده ميشود. امير حسن خان در سفری كه به عتبات عالية نمود به خدمت شيخ زين العابدين مازندرانى مرجع وقت رسيد و شيخ وی را محبت بسيار نمود و او را به لقب نصير الملة و الدّين مفتخر ساخت و هدايائی چون جانماز و عبا و انگشتری با نقش محمد نبی اللّه‏ علی ولی اللّه‏ بوی عطا نمود. عين حكم مرحوم شيخ در حسينيه قلعه محمودآباد تاكنون وجود دارد. راجا امير حسن خان مردی عالم بود و كتابخانه ای تأسيس كرد كه دلالت بر ذوق علمی وی دارد. كتابخانه اميرالدوله واقع در قيصر باغ لكهنؤ محل اقامت واجد عليشاه يكی از كارهای علمی و بنام وی است كه دارای چندين هزار نسخه خطّی و چاپی بوده است. اين كتابخانه اكنون بدست دولت محلی اداره ميشود و تعداد كتابها در حدود يازده هزار نسخه ميباشد اما متأسفانه تنها از نسخ خطّی اين كتابخانه 72 نسخه باقی مانده است. همچنين اميرالدوله در سال 1895 م مدرسه ای بنام امير الدوله كالج در لكهنؤ تأسيس نمود در اين مدرسه علاوه بر علوم جديد علوم اسلامی نيز تدريس ميگرديد. اين مدرسه باهمين نام تاكنون در لكهنؤ وجود دارد. مدرسه ايمانيه يكی ديگر از كارهای علمی اميرالدوله بود كه بخواهش وی و مديريت مولانا ابوالحسن رضوی كشميری جهت تدريس علوم دينی تأسيس گرديد. پس از وفات مولانا ابوالحسن مديريت مدرسه به علامه غلام حسين كنتوری واگذار گرديد اما بعلت عدم توجه خاص پس از مدتی مدرسه تعطيل شد و كليّه موقوفات اين مدرسه به اميرالدوله كالج منتقل گرديد. پس از فوت اميرالدوله پسرش راجا محمد علی محمد خان به جای پدر نشست وی علاوه بر تعليم علوم دينی باعلوم جديد آشنا گرديد و از بانيان دانشگاه اسلامی عليگر و دانشگاه لكهنؤ و دانشكده پزشكی اين شهر و اوّلين رئيس دانشگاه اسلامی عليگر بود. در زمانی كه فروغ علم و دانش در شهر لكهنو مركز علوم اسلامی پس از سلطه انگليس ها به خاموشی ميگرائيد و تمام ثروت علمی اسلامی به يغما ميرفت، كتابهای زيادی توسط راجا محمد علی محمد خان خريداری و به كتابخانه محمودآباد منتقل گرديد. از جمله اين كتابخانه‏ها، كتابخانه شخصی حكيم ميرزا مهدی، كتابخانه ميرزا محمد هادی عزيز صاحب تجليات عباس و كتابخانه مفتی مير محمد عباس شوشتری و كتابخانه خطيب بزرگ سبط حسن اوّلين مدير مدرسة الواعظين بود. پس از راجا محمد عليخان، فرزندانش راجا محمد امير احمد و مهاراجكمار محمد امير حيدر خان كتابخانه را توسعه دادند. و بعضی از ذخائر نفيسی را كه در معرض تلف بود از اطراف و اكناف خريداری و در كتابخانه جمع نمودند. در ابتداء اسم اين كتابخانه را "كتابخانه سقراط" نام نهادند و پس از مدتی اين كتابخانه بنام "مكتبة الحسينيه" نام گزاری گرديد و اكنون بنام كتابخانه راجا محمودآباد مشهور است. علامه امينی از اين كتابخانه بنام مكتبة الحسينيه محمودآباد ياد كرده است. تعدادی از كتابهای اين كتابخانه در زمان حيات محمد امير احمد خان به نجف اشرف و تعدادی از آنها به پاكستان منتقل گرديد. از سرنوشت كتابهائی كه به نجف اشرف فرستاده شده اطلاع درستی در دست نيست و كتابهای منتقل شده به پاكستان در كراچی موجود است. تعداد كتابهای موجود در كتابخانه راجا محمودآباد حدود هشتاد هزار نسخه ميباشد كه از اين تعداد حدود دو هزار و پانصد نسخه خطّی است. نسخه‏های خطّی در محل اقامت خاندان ايشان در قيصر باغ لكهنؤ نگهداری ميشود و نسخ چاپی تاكنون در كتابخانه بزرگ ايشان در قلعه محمودآباد محفوظ است.

 

دكتر مهدی خواجه پيری

© 2015 indianislamicmanuscript.com, All rights reserved.