دوشنبه ٥ فروردین ١٣٩٨

كتابخانه مركز بين الملكي ميكروفيلم نور دهلي

يكي‌ از حسّاسترين‌ و مهمّترين‌ بخش‌ روابط‌ ميان‌ دو ملّت‌ ايران‌ و هند،وجود وجوه‌ مشتركات‌ قومي‌ و پيوندهاي‌ ديرينة‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ اين‌ دوسرزمين‌ پهناور و كهنسال‌ است‌. هر چند سابقة‌ روابط‌ ايران‌ و هند به‌ صدها سال‌ قبل‌از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد، امّا با ورود اسلام‌ به‌ شبه‌ قارة‌ هند و رشد و گسترش‌ وتشكيل‌ حكومتهاي‌ اسلامي‌ در طول‌ قرنهاي‌ متمادي‌ باعث‌ ارتباط‌ بيشتر هند باسرزمين‌هاي‌ اسلامي‌ به‌ ويژه‌ ايران‌ گرديد.

 

ارتباط‌ نزديك‌ هنديان‌ با ايرانيان‌ و مهاجرت‌ انديشمندان‌ و هنرمندان‌موجب‌ بروز تحوّلات‌ و تغييرات‌ سياسي‌ و فرهنگي‌ بسياري‌ در دو كشور گرديد.تأثير اين‌ آميزش‌ فرهنگي‌ در ساية‌ گسترة‌ اسلام‌ تحوّلات‌ جديدي‌ را در زمينه‌هاي‌مختلف‌، بخصوص‌ مسائل‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ هند، به‌ همراه‌ داشت‌. بسياري‌ ازلهجه‌هاي‌ هند و آريايي‌ ميانه‌، در قالب‌ زبانهاي‌ نوين‌ شكوفا شد و سبكهاي‌ نوين‌ادبي‌ از دو عنصر هندي‌ و ايراني‌ پديدار گرديد. تأثيرات‌ عميق‌ در تفكّر و انديشه‌هاي‌ديني‌ و فلسفي‌ به‌ وجود آمد. معماري‌، نقاشي‌، موسيقي‌ و هنر خطّاطي‌ تحت‌ تأثير دوفرهنگ‌، با چهرة‌ زيباتري‌ در صحنه‌ ظاهر شد و نقطة‌ اوج‌ پيوستگي‌ دو فرهنگ‌ايراني‌ و هندي‌ با ظهور علما، دانشمندان‌، اديبان‌، شاعران‌، هنرمندان‌ و صنعتگران‌مسلمان‌ در طول‌ چند قرن‌ چنان‌ تبلور يافت‌ كه‌ ساختار اجتماعي‌ هند را كه‌ تركيبي‌بي‌نظير از اقوام‌ و نژادها، اديان‌ و فرهنگهاي‌ گوناگون‌ است‌ را متحوّل‌ و دگرگون‌ساخت‌.

 

قرن‌ يازدهم‌ هجري‌ نمايانگر اوج‌ جلال‌ و شكوه‌ و منتها درجة‌ درخشندگي‌دو فرهنگ‌ مشترك‌ ايران‌ و هند به‌ شمار مي‌آيد. با آغاز قرن‌ دوازدهم‌ هجري‌ ساختارحكومت‌ امپراطوري‌ بزرگ‌ اسلامي‌ در هند فرو ريخت‌ و با گذشت‌ زمان‌، زوال‌ وانحطاط‌ آن‌ نمايان‌ گرديد. اين‌ ضعف‌ در ايّامي‌ چهرة‌ جدّي‌ به‌ خود گرفت‌ كه‌ در اروپارنسانس‌ فرهنگي‌ شكل‌ مي‌گرفت‌ و جنبشهاي‌ علمي‌ در غرب‌ منجّر به‌ متحوّل‌ شدن‌افكار اروپائيان‌ و اكتشافات‌ و اختراعات‌ متعدّد مي‌گرديد و چشم‌ طمع‌ استعمارگران‌ مغروري‌ چون‌ پرتغاليها و انگليسها به‌ سرزمين‌ رؤيايي‌ هند دوخته‌ شده‌ بود.حملات‌ استعمارگران‌ به‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ راه‌ را براي‌ استقرار و تشكيل‌ حكومت‌استعماري‌ و استثمار سرزمين‌ هند فراهم‌ آورد. در اين‌ راه‌ انگليسها موفقّيت ‌بيشتري‌ از ديگر رقيبان‌ خود به‌ دست‌ آوردند و براي‌ اوّلين‌ بار، هند ضميمة‌ سياسي‌و اقتصادي‌ كشوري‌ ديگر شد.

فاتحين‌ بيگانه‌ كه‌ براي‌ دست‌ يافتن‌ به‌ منابع‌ سرشار و ذخائر غني‌ و سرشارهند مي‌كوشيدند نه‌ تنها امنيّت‌ و آرامش‌ را از مردم‌ اين‌ سرزمين‌ گرفتند، بلكه‌ لطمة‌جبران‌ ناپذيري‌ به‌ فرهنگ‌ غني‌ و چندين‌ هزار سالة‌ هند وارد آوردند. هرچند دوران‌سلطه‌ انگليسها بر هند چندان‌ دوام‌ نيافت‌ و باقيام‌ توده‌هاي‌ ستم‌ ديده‌ و زجر كشيده‌هند استقلال‌ دوباره‌ يافت‌ امّا آثار شوم‌ استعمار و استثمار همچنان‌ در بخش‌هاي‌مختلف‌ هند باقي‌ ماند. در اين‌ ميان‌ مسلمانان‌ كه‌ متحمل‌ ضربات‌ سهمگين‌تر ازديگران‌ اقوام‌ و مذاهب‌ گرديده‌ بودند نتوانستند موقعيت‌ حقيقي‌ خود را در جامعه‌استقلال‌ يافته‌ باز يابند و اين‌ امر باعث‌ گرديد كه‌ به‌ مرور ايام‌ بسياري‌ از آثار علمي‌ وفرهنگي‌ مسلمانان‌ در هند دستخوش‌ حوادث‌ گوناگون‌ گردد.

© 2015 indianislamicmanuscript.com, All rights reserved.