یکشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٧

تاريخ محمدي

 

تاریخ محمدی
 
ميرزا محمد بن رستم حارثى بدخشی مورخ و نويسندة بزرگ قرن دوازدهم هجری در روزجمعه 21 جمادی الاول 1098 هـ/ آوريل 1687 م در جلال‏آبادكابل چشم به جهان گشود.خاندان وی، كه ذكر شان خواهد آمد، همه از رجال، بزرگان، علما و امرا و صاحب منصبان دربارشاهان تيموريه (گوركاني) هند بودند و در زمينه علوم و معارف اسلامی هر كدام سرآمد علمای عصر خود بشمار ميآمدند محمد در چنين خانواده‏ای پرورش يافت و علوم اسلامى را تا سن 17 سالگى در زادگاه خود فرا گرفت. بخشی از عبارات افتاده وی در 25 جمادی الثانى 1115/1703 توسط روح اللّه‏ خان كه از امرای دربار اورنگ زيب بود به شاه معرفى گرديد و اورنگ زيب بپاس خدمات و فداكاريهای خاندان بدخشى، ميرزا محمد را منصب صد و پنجاهی عطا كرد. ميرزا محمد توانست با سابقه‏ای كه پدرانش در نظام امور كشوری و لشكری داشتند بپايه‏ای بلند دست يابد. اما با تمام مشاغل و كارهائى كه بوی وا گذار گرديده بود، از مطالعه و تحقيق دست نكشيد. ميرزا محمد شرح حال خود را بطور كامل در كتابى بنام و "عبرت نامه" آورده است، وی در مقدمه اين كتاب مينويسند:
اين اوراقی چند است در احوال خود كه بطريق روزنامچه از وقت ملازمت پادشاه دين پناه ابوالمظفر محمد اورنگ زيب تا آخر عهد پادشاه شهيد مظلوم محمد فرخ سير مغفور، بعبارتى بى تكلف و ساده نگاشته قلم وقايع رقم ميگردد، در ضمن تقريبا بذكر سلاطين و امرای عالى شان وغيره نيز پرداخته ميشود.
ميكروفيلم نسخه‏ای از عبرت نامه در كتابخانه خدا بخش پتنا موجود است كه بعلت فرسودگى قابل استفاده نيست. لذا با تمام كوشش، اطلاع بيشتری، در زمينه فعاليتهای وی و اساتيد و علمائ كه نزد ايشان علوم مختلف را قرائت نموده، بدست نيامد، ليكن از خاندان وی و پدرانش كه همه اهل فضل و كمال بودند و در ميدان شمشير و قلم از ناموران عصر خود بشمار ميآمدند و تأليفات و تصنيفات ميرزا محمد در زمينه عقايد و تاريخ اسلامى و كتابهائى كه قرائت نموده و حواشى مفيده ‏ای كه برآنها دارد وسعت معلومات وی ظاهر ميگردد وی در تاريخ محمدی از اولين استاد خود در علم حديث چنين ياد ميكند:
«الشيخ المقرب بن جاراللّه‏ بن نوراللّه‏ بن نورالحق بن شيخ المحدث عبدالحق بن سيف الدين ترك الدهلوی العلامة المتفنن الحنفى مات فى رمضان بدهلى و له نحو ستين سنة، و هو اول من قرائت الحديث، (وقايع سال 1151)
همچنين در كتابخانه رضا رامپور و كتابخانه حيدرآباد نسخ زيادی در زمينه علوم مختلف اسلامى وجود دارد كه به حواشى، مهر و امضای ميرزا محمد مزين است و دلالت بر تبحروی در علوم مختلف اسلامى دارد. نسخه‏ای از مختصر مجمع الاحباب در تذكره صوفيه در كتابخانه رامپور موجود است. در صفحه اول اين نسخه حدود بيست سطر بقلم ميرزا محمد نوشته شده
كه اين كتاب مختصری از دو كتاب حلية الاولياء تأليف ابو نعيم اصفهانى و صفوة الصفوه تاليف ابن جوزی ميباشد كه بنام مجمع الاحباب جمع آوری شده است.... وی همچنين در موارد مختلف حواشى سودمندی بر اين كتاب دارد و عناوين را مشخص و در ذيل آنها مطالبى اضافه نموده و اغلاط نسخه را تصحيح كرده است. همچنين بر نسخه‏ای از شرح مصارات ابن الهشيم كه در كتابخانه رضا رامپور موجود است اين عبارت بخط وی نوشته شده:
"من عواری الزمان عند العبد الضعيف الراجى رحمة ربه المنان ميرزا محمد بن معتمد خان ختم اللّه‏ له بالامن و الامان" و بر بالای اين عبارت، مهر وی با نشان «يا محمد» وجود دارد.
وی كتاب المعجم المختص بذكر شيوخه، تاليف محمد بن احمد ذهبى را در سال 1156 هجری در شاهجهان آباد برای خود نسخه برداری نموده اين نسخه در 110 صفحه 21 سطری در كتابخانه ندوة العلماء لكهنؤ موجود است. ميرزا محمد دارای ذهنى نشاد و روحى پژوهشگر در زمينه مختلف علوم و عقايد اسلامى بخصوص در زمينه تاريخ اسلامى است.
خاندان وى:
محمد بن رستم بن قباد بن عبدالجليل بن عبدالكريم بن ساوغان حارثى بدخشى از اهالى بدخشان بود و بدين جهت خاندان وی به بدخشى مشهور ميباشد همچنين از لقب حارثى بدست ميآيد كه اين خانواده عرب نژاد بودند كه بعدها به قندهار و بدخشان مهاجرت نمودند. اوّلين كسى كه از اين خاندان به هند هجرت نمود عبدالجليل جدّ پدری ميرزا محمد بود كه از طريق قندهار به كشمير رسيد و در همانجا در گذشت. فرزند وی قباد بيگ كه همراه پدر به هند مهاجرت كرده بود، پس از فوت وی به دربار اورنگ زيب راه يافت و رستم پدر محمد ملقب به معتمد خان در دهلى تولد يافت. وی سپس از فوت پدر در دستگاه اورنگ زيب مشغول بكار شده همراه سپاه اورنگ زيب به دكن رفت و در همانجا وفات يافت و جنازه وی به دهلى منتقل گرديد.
هرچند شرح حال بزرگان خاندان بدخشى تا كنون بصورت مجموعه‏ای تدوين نگرديده ليكن ميرزا محمد در تاريخ محمدی بشرح حال بعضى از ايشان اشاره نموده است. چون اين كتاب به ترتيب سنه وفات افراد تنظيم گرديده لذا شرح حال افراد خاندان مؤلف در يكجا نيامده است و ما سعى كرديم كه در اين مقاله آنچه مربوط به افراد خاندان وی پس از هجرت به سرزمين هند ميباشد را بترتيبى كه در تاريخ محمدی آمده ذكر كنيم.
     در وقايع سال 1117 هـ درباره پدرش مينويسد:
رستم مخاطب به معتمد خان فرزند قابد بيگ ملقب به ديانت خان فرزند عبدالجليل حارثى بدخشى الاصل متولد در هند، جامع علوم بخصوص حكمت و رياضيات بود. وی در علوم متداول يگانه عصر خود بود و تبحر كامل در لغت و زبان عربى داشت و در علوم قرائت، تفسير و حديث، فقه و اصول و كلام و شعر و ادب استاد بود. وی زبان يونانى را بخوبى ميدانست و
كتابهای اين زبان را به فارسى و عربى ترجمه نمود. وی پدر نويسنده اين سطور است (خداوند يامرزد و نيكو گرداند حال ايشان را) معتمد خان در شوال 1048 هـ در شهر راندير از شهرهای دكن تولد يافت و در ظهر روز دوشنبه 18 جمادی الاول نزديك قلعه و اكنكيرا از شهرهای دكن در لشكر محمد اورنگزيب شاه.... وفات يافت و جنازه وی به دهلى منتقل گرديد.
محمد در زمانى كه پدرش را از دست داد 19 ساله بود و خود در دستگاه اورنگ زيب بخدمت مشغول بود.
     در وقايع 1083 هـ درباره جد خود مينويسد:
قباد بيگ مخاطب به ديانت خان فرزند عبدالجليل حارثى بدخشى در قندهار تولد و در هند پرورش يافت و در نزد عالمگير شاه (اورنگ زيب) منزلتى بزرگ يافت وی علم معقول را بخوبى ميدانست و در رياضيات يگانه دهر و يكتای زمان خود بود. و در ماه رمضان 1083 هـ در دهلى فوت كرد و 71 سال داشت.
با توجه به عبارت گذشته گويا تولد قباد بيگ در سال 1012 هـ/1603 م بوده است.
     در وقايع 1020 هـ درباره جد پدر خود آورده است:
عبدالجليل فرزند عبدالكريم فرزند موسى طوغان حارثى بدخشى، ساكن هند عالم و فقيه حنفى تقريبا در اين سال در كشمير وفات يافت، ذكر فرزندان وی قباد بيگ مخاطب به ديانت خان در 1083 هـ خواهد آمد.
   در وقايع سال 1074 هـ آمده است:
حسن بيگ متخلص به آگهى بن عبدالجليل بن عبدالكريم الحارثى البدخشى در اوايل سال فوت شد. عمرش 57 سال و وی بجودت نظم و نثر مشهور بود و عم پدر مسوّد اوراق است و پدرش در 1020 هـ در گذشت.
از اين عبارت معلوم ميگردد كه حسن بيگ برادر قباد بيگ در سال 1017 هـ تولد يافته و در سه سالگى پدر خود را از دست داده است.
     در وقايع سال 1099 هـ درباره پسر عم جدش كه از عرفاى زمان خود بوده، چنين مينويسيد:
ابو تراب بن عبدالعزيز بن عبدالكريم الحارثى البدخشى من عرفاء العصرمات بدكن و له 65 سنه و هو ابن عم جد مسود الاوراقى.
     در وقايع 1101 هـ درباره عم خود كه از صاحب منصبان دربار بود،          آورده است:
ديو افگن مخاطب به معتمد خان بن قباد مخاط بديانت خان از امرای عالمگيری، در ماه جمادی الاول در دكن فوت شد. و وی عم مسود اين اوراق است. عمرش 63 سال بود پدرش در 1083 هـ در گذشت ـ هزار و پانصدی.
از اين عبارت معلوم ميگردد كه عموی ميرزا محمد در سال 1038 هـ / 1628 م تولد يافته و برادر بزرگ معتمد خان پدر ميرزا محمد بوده است.
     در وقايع 1124/1712 در ذكر پسر عموى پدرش آورده:
محمد بيگ مخاطب به مخلص خان بهادر بن احمد بيگ حارثى بدخشى از كبار امرای شاه عالمى ـ نيم روز سه شبنه 21 صفر بحكم جهاندار شاه بقتل رسيد. سنش 52 سال و وی اين عم والد محرر اين اوارق بود و اخلاق كريم داشت، منصب چهار هزاری.
     در وقايع 1131 هـ/1718 م در ذكر پسر عموى ديگرش مينويسد:
محمد مغفور خان بن ديوافگن مخاطب به معتمد خان بن ديانت خان حارثى بدخشى، از امرای عصر 7 رمضان در شاهجهان آباد فوت شد عمرش 65 سال و گاهى شعر همى مى‏گفت. و وی ابن عم مسود اوراق است و پدرش در 1101 هـ در گذشت.
     در وقايع سال 1135 هـ/1722 م درباره برادر اعيانی خود مينويسد:
ميرزا عبدالرحمن متخلص به رستم مخاطب بمعتمد خان بن قباد مخاطب بديانت خان حارثى بدخشى جوان مستعد طالب علم، شاعر بود، او به محاسن اخلاق اتّصاف داشت، وی برادر اعيانى جامع اين اوراق بود.
10ـ     در وقايع سال 1154 هـ درباره مادرش مينويسد:
زاهده خانم بنت ميرك بيگ بن خواجه بيگ الحارثيه زوجة محمد رستم المخاطب به معتمد خان بن قباد بيگ الحارثى و والده جامع هذه الاوراق ميرزا محمد بن معتمد خان توفيت غره جمادی الاولى بشاهجهان آباد و لها 83 سنة الا اشهر، و كانت جامعة الخصال الخير من الورع والعفاف والسخاء و محاسن الاخلاق كثير البر والاحسان الى الاقارب والا باعد و قد مر زوجها فى 1117 هـ از اين عبارت معلوم ميشود كه مادر ميرزا محمد در سال 1071 هـ / 1660 م تولد يافته و از شوهر خود 23 سال كوچكتر بوده است و هر دو نيز از يك خاندان حارثى بدخشى بوده اند.
11ـ     درباره دائى خود در وقايع 1120 هـ/1708 م آورده است.
محمد خواجه مخاطب به مختص خان بن ميرك بيگ بن خواجه بيگ حارثى بدخشى از امرای عصر، در ماه صفر در شاهجهان آباد فوت شد. عمرش 43 سال و وی خال حقيقى جامع اين اوراق بود.
محمد خواجه در سال 1077 هـ / 1666 م تولد يافته و از خواهرش مادر ميرزا محمد كوچكتر بوده است.
12ـ     در وقايع 1154 هـ/1741 م درباره دائى زاده ديگرش مينويسد:
مظفر حسين متخلص به حسين بن محمد غياث بن نعمان بيگ بن ميرك بيگ حارثى بدخشى، شاعر خوش كلام 21 يا 22 شوال در همراهى غيب على خان .... فوجدار اوتاوه...
بقيه عبارت كه در حاشيه نسخه بود از بين رفته است.
13ـ   در وقايع سال 1139 هـ/1826 م يكی ديگر از افراد خاندان خود را معرفى ميكند، اما مقدارى از حاشيه همراه متن از بين رفته لذا نسب وى با محمد ميرزا معلوم نگرديد. عبارت باقى مانده اين است:
ميرزا محمد افلاطون بن جعفر بيگ الحارثى البدخشى ثم الدهلوی الزاهد العالم الفقيه و كان كامل العقل وافر الدهاء مات بشاهجهان آباد يوم الاثنين 22 ربيع الاول وله 73 سنة.
14ـ       در وقايع 1025 هـ/1616 م يكى ديگر از افراد خانواده خود را چنين معرفى ميكند:
جميل بيگ بن ابو تراب حارثى از امرای اكبر شاهى و جهانگير شاهى، در كشمير فوت شد. و وی بصلاح و تقوی و علم و فضل اختصاص داشت و عبدالجليل كه جد والد راقم... مومى اليه بود لذا رايت فى بعض مسودات قدماء فومى، عرفات العاشقين:
در اين نسخه بعضى از الفاظ پاك شده و لذا نسبت وی با مؤلف معلوم نگرديد. با مطالعه احوال مختصری كه ميرزا محمد از خاندان خود آودره است معلوم ميشود كه افراد خاندان وی بيشتر از امرا و صاحب منصبان و فقها و علمای زمان خود بوده‏اند.
     تأليفات و تصنيفات:
ميرزا محمد با داشتن معلومات وسيع و تاليف چند كتاب در زمينه علوم اسلامى. علاقه‏ای وافر به علم تاريخ داشت و اين علم را محترم ميشمرد و نقش مورخين را در سرنوشت تاريخ گذشته و آينده موثر ميدانست وی در مقدمه تاريخ محمدی راجع به علم تاريخ مينويسد: علم تاريخ كه سبب اطلاع بر مجاری احوال ابناء و ملوك و وقوف بر مقال و مقام علما و اهل سلوك است. هنريست شريف و كارنامه ايست لطيف، مفاخرش زياده از حد توصيف است و مآثرش بيرون از احاطه تعريف، انوار وقايعش تجربه آموز اهل دانش است و غرائب بدايه‏اش خرد اندوز ارباب بينش، قرآن عظيم را محتوی است و از احاديث نبى كريم (ص) معلوست، ازآن ....
وی از سنين جوانى اكثر به مطالعه تاريخ پرداخته و كتابهای متعددی در زمينه تاريخ اسلام بزبان فارسى و عربى تأليف نموده است. ميرزا محمد باوجود اينكه كتب زيادی در زمينه تاريخ اسلامى چون حبيب السير خواندمير، منتخب التواريخ حسن بيگ خاكى و صبح صادق اصفهانى را دقيقاً مطالعه نموده، ليكن نواقص و نارسائى‏های موجود در هركدام وی را برآن داشته است.
نسب مؤلف از طرف پدر
عبدالكريم بن طوغان حارثى بدخشى
عبدالجليل م 1020 هـ       عبدالعزيز م 1099 هـ
قباد بيگ م 1083 هـ         احمد بيگ               حسن بيگ م 1074 هـ ابو تراب 1099 هـ                           محمد بيگ م 1124 هـ
ديو افكن م 1101              رستم م 1117 هـ
ميرزا محمد مؤلف             تاريخ محمدی عبدالرحمن غيرت م 1135 هـ
محمد غفور م 1131 هـ        دختر
قباد خان م 1142 هـ           محمد ارشد م 1144 هـ
نسب مؤلف از طرف مادر
خواجه بيگ حارثى
زاهده خانم م 1154 هـ        محمد خواجه م 1120 هـ          نعمان بيگ          عنايت اللّه‏ م 1140 هـ          محمد غياث
ميرزا محمد مصنف تاريخ محمدی                    عبدالرحمن غيرت
محمد مظفر م 1154 هـ
كه به تأليف كتابهای در زمينه تاريخ علما، رجال و بزرگان اسلام همت گماشت و نتيجه اين كوشش تاريخ ارزشمند محمدی است. وی در مقدمه اين كتاب در سبب تأليف آن مينويسد:
هر چند خوندمير هروی جامع تاريخ عذوبت اثر «حبيب السير» و حسن بيگ خاكى مؤلف «متتخب التواريخ» اين قصد نموده‏اند، ليكن آنهائى كه از قلم اين هر دو بزرگ جسته‏اند، زياده اند از آنهائى كه بقيد قلم آمده‏اند. و محمد صادق اصفهانى اگرچه در تاريخ خود استيعاب عظيم نموده، و كم كسى از مشايخ و علما و فضلاء و شعراء و مشاهير هر طائفه از قلم او افتاده باشد، ليكن در آن كتاب غلط بسيار بنظر مى‏آيد. و تاريخ حسن بيگ خاكى نيز خالى از سهو و غلط نيست. لهذا بخاطر قاصر رسيد كه نسخه جامعى ترتيب بايد داد كه حاوی باشد مجمل وقائع ملت حنيفه محمديه و ذكر هر كسى را كه علم اين ضعيف نحيف بتعين سال فوت وی محيط است.
سعى ميرزا محمد بيشتر در ذكر تاريخ وقايع مهم اسلامى بطور صحيح و معرفى رجال و بزرگان اسلامى از قرن اول اسلام تا زمان حيات خود ميباشد. مجموعه تأليفات وی بزبانهای عربى و فارسى كه متأسفانه اكثر آنها تاكنون بزيور طبع آراسته نگرديده عبارتند از:
     رد البدعه فى معتقد اهل السنة، اين كتاب بزبان فارسى درباره اثبات حقانيت خلافت بعد از پيامبر اسلام (ص) از ديدگاه اهل سنت ميباشد، شماء محمد حمزه مارهروی در سال1184 هـ/1770 م اين كتاب را مطالعه نموده در حاشيه ورق 551 الف تاريخ محمدی درباره اين رساله نوشته است:
رساله رد البدعة از تأليفات مؤلف اين تاريخ، مرزا محمد حارثى بدخشى در سنه 1184 هـ نزد اين فقير رسيد فوت والد خود محمد رستم هفدهم جمادی الاولى سنه مسطوره نوشته است و اين رساله مذكوره در عنفوان شباب بعمر بيست ساله ارقام ساخته، تحقيقات خوب بكار برده.
از اين عبارت معلوم ميگردد كه رساله رد البدعة در سال 1118 هـ/ 1706 م تأليف گرديده و اولين تأليف ميرزا محمد بوده است نسخه‏ای از اين رساله در كتابخانه رامپور وجود دارد كه در سال 1118 هـ (سال تاليف) بقلم مير جمال الدين پسر هدايت اللّه‏ بن مير اسداللّه‏ حسينى كتابت گرديده است.
     مفتاح النجاة فى مناقب آل عبا، بزبان عربى درباره فضائل اهل بيت رسول گرامى اسلام صلى اللّه‏ عليه و آله است. در كتاب ديگر دلالت بن تقدم تأليف اين كتاب بر دو كتاب ديگر مؤلف دارد1  نسخه‏ ای از اين رساله در كتابخانه ندوة العلماء لكهنو موجود است اين نسخه در سال 1277هـ/در 246 صفحه 17 سطری كتابت گرديده و با اين عبارت شروع ميشود:
الحمدللّه‏ الذی اصطفى محمدا (ص) و آله على العالمين .... اما بعد فلا يحفى انه ليس لنجاة العقبى ذريعة اقوی من محبة آل المصطفى....
     تحفة المحبين بمناقب خلفاء الراشدين بزبان عربى در فضائل و مناقب خلفای راشدين است. وی از تأليف اين كتاب در 7 رمضان 1125 هـ/1713 م در عهد حكومت فرخ سير فراغت يافته است. نسخه‏ای از اين كتاب در كتابخانه رضا رامپور در 136 صفحه نستعليق بخط سيد رحم على وجود دارد هر چند تاريخ كتابت در اين كتاب نيامده است اما چون كاتب اين نسخه با كاتب كتاب ديگر مصنف نزل الابرار يكى است. و نزل الابرار كه ذكر آن خواهد آمد در 14 ذيقعده 1194 هـ كتابت گرديده، لذا تاريخ كتابت اين نسخه نيز همان تاريخ كتابت نزل الابرار ميباشد. نسخه ديگری از اين كتاب در كتابخانه ندوة العلما لكهنؤ در 167 صفحه 17 سطری وجود دارد. اين كتاب با عبارت ذيل شروع گرديده است:
الحمدللّه‏ الذی شرفنا بالعقل لميز به بين العالم والجاهل ... اما بعد فلا يحفى على اولى النهى ان صحبة آل النبى (ص) و اصحابه جزء الايمان ...
     نزل الابرار فى فضائل الائمة الاطهار: اين كتاب بزبان عربى است، آغاز تأليف آن هفدهم رمضان المبارك 1126 هـ/1714 م ميباشد و بنام يكى از امرای دهلى آنرا شروع نموده است. يك نسخه از اين كتاب در كتابخانه رضا رامپور بخط نستعليق معمولى در 72 صفحه وجود دارد كه در 14 ذيقعده 1194 هـ كتابت گرديده است. مؤلف در ديباچه سبب تأليف اين كتاب را چنين بيان ميكند كه چون كتاب مفتاح النجاة را كه مشتمل بر احاديث صحيح و نا صحيح بود در فضائل خمسه طيبه تأليف نمودم، جمعى از دوستان از من تقاضا     كردند كه كتابى در اين زمينه تأليف نمايم كه حاوی احاديث صحيح و ثقه باشد و من با تأليف اين كتاب به تقاضای ايشان پاسخ گفتم.
نسخه ديگری از اين كتاب در كتابخانه ندوة العلماء لكهنو با عنوان نزل الابرار بماورد فى مناقب اهل بيت الاطهار بخط عبد الحليم در 94 صفحه وجود دارد كه در سال 1297 هـ كتابت گرديده و عنوان كتاب با اين عبارت آغاز ميگردد:
الحمدللّه‏ الذی خص اهل البيت بمزيد الفضل والشرف ...
     عبرت نامه: شرح حال مؤلف و خاندان وی و وقايع مهم تاريخ عصر او بزبان فارسى است. وی پس از ذكر مقدمه كوتاه از دوران كودكى خود وقايع سال يك هزار و يكصد و هفده سالى كه بخدمت دربار اورنگ زيب در آمده را اشاره ميكند گزارشات و وقايع هر سال را به ترتيب بيان مينمايد.
كتاب از نظر تاريخى دارای ارزش بسيار است. زيرا اكثر وقايع و اتفاقات را ميرزا محمد بچشم خود ديده و چون در دستگاه حكومتى دارای مقام و منصب ارشد بوده در جريان امور و وقايع و رويدادها بيشتر بوده است، لذا كتاب وی يكى از بهترين مدارك و شواهد تاريخى از سال 117 هـ/1705 م تا عهد حكومت فرخ سير 1131 هـ/1719 م ميباشد. اين اثر نفيس تا كنون بچاپ نرسيده و نسخه هائى معدودی از آن در كتابخانه‏های هند موجود است.
از جمله نسخه‏ای در كتابخانه خدا بخش پتنا به شماره 623 و نسخه‏ای در كتابخانه انديا آفيس شماره 392 و 2834 و نسخه متعلق و موزه بريتانيا ج 3، ص 944 ميباشد دكتر ايته در فهرست مخطوطات فارسى انديا آفيس (392 و 2834) اين كتاب را ذكر كرده است. در شماره اول نام آنرا «عبرت نامه» و در شماره بعدى تاريخ مخطوطات فارسى موزه بريتانيا ج 3، ص 944، در ضمن معرفى تاريخ محمد شاهى تأليف محمد بخش آشوب به اين كتاب اشاره نموده و گفته است كه صاحب تاريخ محمد شاهى در موارد زيادی از يادداشتهای ميرزا محمد استفاده و به آنها استناد نموده است. دكتر ريو معتقد است كه اين يادداشتها همان كتاب عبرت نامه ميرزا محمد است.
     جنات الفردوس: جدول تاريخ رويدادهای دودمانهای اسلامى تا سال 1146 هـ/1714م ميباشد. ميرزا محمد اين اثر خود را از آغاز اسلام تا سال 1146 هـ دنبال كرده است. نسخه‏ای از اين كتاب در موزه بريتانيا وجود دارد.
اين كتاب بزبان فارسى و با اين عبارت شروع شده است:
اما بعد از حمد و ثنای الهى و درود حضرت رسالت پناهى .... راجى بفضل و شفاعت احمد، ميرزا محمد بوضعى بديع آنرا در رشته تنظم ...
     تاريخ محمدی: يكى از بزرگترين تاريخ وفيات علما و بزرگان و رجال اسلام همراه با بيان مختصری از وقايع و رويدادهای مهم تاريخ اسلامى است. اين كتاب در دو جلد و هر جلد شامل شش حصه و هر حصه متعلق به يك قرن ميباشد. وی در مقدمه شرحى از زندگى پيامبر اسلام (ص) را نيز بيان نموده و سپس وفيات را همراه با وقايع مهم اسلامى آورده است. وی در مقدمه راجع به انتخاب نام «تاريخ محمدی» چنين مينويسد:
از آنجا كه اين كتاب مستطاب محتوی بر احوال اكابر است مرحومه محمديه و زمان ظهور دولت يافته آنحضرت است و ذكر هم ديگر را شامل نيست و جامع اين اوراق پريشان نيز باسم سامى حضرت خير الانامى تسمى دارد، اين كتاب را بدين دو مناسبت تاريخ محمدی نام نهاده باشد.
از خصوصيات اين كتاب، ذكر كليه اسناد و مداركى است كه مؤلف در حين تأليف كتاب خود به آنها رجوع نموده و يا از آنها مطالب يا عبارتى را نقل كرده است، همچنين در مواردی كه مؤلف به قول يا نوشته‏ای اعتماد كرده، با الفاظ، منقول من خط الثقه، و در مواردی كه خبر مورد وثوق وی نبوده با لفظ "سماع" معين نموده است. در موارد يكه شخص همزمان و هم عصر وی بوده و يا ملاقاتى با وی داشته آنرا با لفظ «عصری» معين كرده است. در بعضى از موارد از زنان بزرگ ياد نموده چون در آن ايام ذكر نام زنان رايج نبوده جای اسم را خالى گذاشته و پس از آوردن لفظ بنت اسم پدر را آورده است. مؤلف برای تأليف اين كتاب به 67 مرجع مراجعه نموده در مقدمه اسامى تمام كتبى را كه از آنها استفاده نموده ذكر كرده و برای هر يك علامت اختصاری قرار داد. تا خواننده برای رجوع به آن مأخذ دچار اشكال نشود. همچنين علاوه برماخذ نام برده كه ذكر شان در مقدمه آمده، مؤلف در ضمن تحقيق شرح به كتابهای ديگری رجوع نموده كه ذكر هر مأخذ را در ذيل اسم شخص متوفى آورده است. وی در مقدمه پس از ذكر مأخذ و بيان علامت اختصاری برای هر يك، درباره مراجع ديگری كه ضمن تأليف به آنها رجوع نموده مينويسد:
اين است رموز كتبى كه وفيات اين جماعت از آنجا نقل شده و سوای آن اگر از كتب ديگر اتفاق نقل افتاده، اسم آن بعينه برزير اسم آن شخص مرقوم گرديده...
وی تاريخ خود را مستدرك و تكمله‏ای (؟) بر تواريخ حبيب السير، منتخب التواريخ و صبح صادق، محمد صادق اصفهانى و نسخه جامعى از مجمل وقايع تاريخ اسلامى دانسته است.
مؤلف در مقدمه سال آغاز تأليف كتاب را چنين ذكر كرده است:
بنابر اين امروز، روز دوشنبه، بيست و هفتم جمادی‏الآخر سال يك هزار و يك صد و بيست و چهار در اين مهم اهم شروع نمودم.
با توجه باينكه ميرزا محمد در سال 1098 هجری تولد يافته، وی در سن 26 سالگى شروع به تأليف اين دائرة المعارف بزرگ نموده و تا پايان عمر به تأليف آن مشغول بوده است.
متأسفانه تعداد نسخ موجود از تاريخ محمدی بسيار كم است و ما تا كنون تنها به دو نسخه از اين اثر ارزنده دست يافته ايم:
     نسخه متعلق به موزه بريتانيا كه دكتر ريو آنرا در فهرست نسخ خطى فارسى موزه بريتانيا معرفى نموده (ج 3، ص 895) و سال فراغت از تأليف را 1190 هـ/1776 م دانسته است.
     نسخه مربوط به كتابخانه رضا رامپور، كه بخط مؤلف در 610 ورق در دو مجلد و دوازده حصه و هر حصه متعلق به يك قرن تا وقايع سال 1161 هـ / 1747 م در آن آمده و وقايع از اين سال به بعد تا سال 1190 هـ بخط ديگری نوشته شده و با اصل خط مؤلف تفاوت دارد. در اين نسخه از ورق 1 تا 9 مفقود گرديده و حواشى بعضى از صفحات همراه با مقداری از متن از بين رفته است.
استاد امتياز على خان عرشى با استناد به نسخه موجود در رامپور كه بخط مؤلف ميباشد سال اختتام كتاب را سال 1161 هـ دانسته رامپور كتابت گرديده و كاتب وقايع سالهای بعد از 1161 تا 1190 هـ را كه بقلم ديگری است نيز عيناً كتاب كرده و دكتر ريو درباره تاريخ فراغت از تأليف دچار اشتباه شده است و اما اينكه مؤلف اين اثر ارزنده تا چه سالى در قيد حيات بوده اطلاع درستی در دست نيست و بدين گونه عالمى كه تمام عمر سعى نمود تا شرح حال و تولد و وفات هزاران نفر از علما و بزرگان و رجال اسلامى را بطور دقيق برای آيندگان ضبط نمايد تاريخ وفاتش نا معلوم است و كسى نمى‏داند كه وی كه در چه سالى وفات وى را سال 1161 هـ يعنى تا سالى كه به تأليف تاريخ محمدی مشغول بوده دانست.
مرحوم استاد امتياز على خان عرشى مدير اسبق كتابخانه رضا رامپور در ضمن ترتيب فهرست مخطوطات اين كتابخانه از تاريخ محمدی استفاده نموده و اين كتاب را مورد مطالعه قرار داده و در صدد تصحيح و نشر آن بوده است و حصه دوازدهم آن به تصحيح استاد و حواشى سودمند ايشان از طرف دانشگاه اسلامى عليگر در سال 1960 م بچاپ رسيده است، استاد علت اينكه چرا ايشان حصه دوازدهم را برای تصحيح انتخاب، نمودند چنين توضيح ميدهد:
چون ذكر اهل هند در قرون اخير كتاب بيشتر است و طالبان هند شناسى را احتياج بدانستن احوال شان زيادتر، قرار شد كه آغاز طباعت از جزء آخرين كتاب شود كه حاوی وفيات قرن دوازدهم ميباشد. سپس از قرن يازدهم تا قرن اول بترتيب معكوس بايد بچاپ رساند.
استاد در مقدمه كوتاهى كه بر جزء دوازدهم تاريخ محمدی نوشته‏اند وعده كرده‏اند كه شرح حال مؤلف را بطور كامل در مجلدات ديگر ذكر خواهد كرد اما متأسفانه مرگ ايشان مانع از انتشار اين اثر ارزنده و آشنائى با خدمات و كارهای علمى آن عالم بزرگ گرديد.
 
دکتر مهدی خواجه پيری
 


1-محمد بن رستم و خاندان وی همگی از اهل سنت و پير و مذهب حنفی بوده‏اند، مرحوم علامه شيخ آغا بزرگ تهرانی مفتاح النجاة و نزل الابرار را جز تأليفات شيعه آورده است. ر، ح، ذريعه ج 21 ص 355 و ج 24 ص 106.

 

© 2015 indianislamicmanuscript.com, All rights reserved.