یکشنبه ١٨ آذر ١٣٩٧

تولد و زندگي قاضي نورالله شوشتري

 

 

سيد قاضي نورالله در سال 956 ق (1549م) در شوشتر چشم به جهان گشود.
مادرش, انسان مومني به نام فاطمه كه از خاندان جليل و بزرگ سادات مرعشي بود.
چنانچه گفته شد, پدرش سيد شريف الدين از علماي يزرگ و متبحر در علوم نقلي و عقلي و داراي آثار علمي متعدد مي باشد.
قاضي نورالله, دروس ابتدايي رانزد پدر فرا گرفت و همچنين كتب اربعه, فقه اصول, كلام و رياضيات را نزد پرد آموخت و طب را نزد حكيم عماد الدين فراگدفت.
ايشان در ربيع الثاني 979 (1571م) شوشتر را به قصد مشهد مقدس و زيارت امام رضا (ع) و ادامه تحصيل ترك گفت. و در اول رمضان 979 (1576م) به مشهد رسيد.
مشهور ترين استادان او در مشهد عبارت بودند از:
عبد الوحيد كه در زمينه فقه, اصول, كلام, حديث, تفسير از او كسب فيض نمود. همچنين از محضر محمد اديب قاري تستري, ادبيات عرب و تجويد فراگرفت و در نهايت از بزر گاني اجازه روايت دريافت نمود. مانند جناب عبد الرشيد شوشتري, عبد الوحيد شستري.
 
قاضي نورالله شوشتري و مهاجرت به هند.
مرحوم شهيد قاضي نورالله در سال 993 (1584م) از مشهد مقدس به قصد شهر (( آگره)) روانه هند گشت و از آنجا به هند مهاجرت نمود.
 ظاهرا علت مهاجرت ايشان, او ضاع سياسي و شور شها در مشهد بود. كه شاه عباس صفوي هنوز رسما بر تخت سلطنت ننشسه بود و عدم ثباث سياسي, او را وادار به مهاجرت به محلي امن تر كرد.
از سوي ديگر زماني كه او به ديار هند گام نهاد. هندوستان آرام ترين روز گار خود را در تاريخ سپري مي كرد و شايد اين آرامش به روحيه اكبر شاه بازمي گشت كه در آن زمان بر هند حكمراني مي كرد.
قاضي نورالله شوشتري به هنگام ورود به (( آگره)) نزد ابو الفتح مسيح الدين گيلاني, طبيب حاذق ايراني و شاعرل بزرگ رفت. مسيح الدين گيلاني بعد از فراگيري علوم و فنون در سال (983ق) وارد هند شده بود و به جهت قابليت و استعداد خويش در زمره مقربان اكبر شاه آمده بود.
حكيم ابو الفتح گيلاني او را به اكبر شاه معرفي كرد. يك سال پيش از اين, قاضي نورالله كتابي در مورد حضرت امير (ع) در 9 فصل تاليف نموده بود كه اين اكتاب را به امپر اتور اهدا كرد و آن را (( جلاليه)) ناميد كه بر گرفته از لقب اميراتور (جلال الدين محمد) بود. هر چند اكبر شاه به قاضي نوالله و كتابش بسيار علاقضاوت شد اما در دربار مقامي به اونداد.
ورودبه قضاوت
برادر اكبر شاه ميراز محمد حكيم از دنيا رفت. گرچه مير از قبلا در سال (1580م) شورشي را در پنجاب رهبري كرده بود تااكبر شاه را سرنگون كند. اما اكبر او را بخشيد و دوباره فرماندار نمود. مرگ او حضرت اكبر شاه را در پنجاب ضروري ساخت, از اين روز اكبر در سال (1585م) به سوي پنجاب رفت و ظاهرا مرحوم قاضي نورالله نيز به همراه اكبر شاه به پنجاب عزيمت نمود. درحالي كه اكبر با آرامي حركت مي كرد تا به سران شورشي آن جا و مناطق افغاني نشين فرصت دهد تا به صورت مسالمت آميز تسليم شوند در آوريل (1586م) اكبر شاه لاهور رسيد.
شيخ معين قاضي لاهور براي اداي احترام به استقبال امد. اما ديگر پير و فرتوت شده بود. از اين رو اكبر شاه از سر ترحم رستور بازنشستگي او را صادر كرد و مرحوم علامه شهيد قاضي نورالله شوشتري رابه جاي وي منصوب كرد.
شيخ معين قاضي لاهور مرد بسيار با تقوا و مهرباني بود ملا بدايوني در اين زمينه مي گويد.
شيخ معين قاضي لاهور فرشته اي در چهره انسان بود او براي مدتي از سوي خليفه و قت به عنوان قاضي لاهور منصوب شد.
مي گويند هيچ گاه براي قضيه اي حكم صادر نكرد هر گاه شاكي و مدعي, به وي اصرار مي كردند كه حكمي رابر دعوايي صادر نمايد با پافشاري زياد و اظهار تاسف و ادعاي عدم شايستگي اش, مي گفت براي رضاي خدا مساله را ميان خودتان مصالحه كنيد. تامن نباشم و در پيشگاه خدا نادم و شرمگين نسوم.
او همجنين مي كفت:
 شماهر دو مي دانيد كه واقعيت اين نزاع جيست و بدبختي مال من است كه هيچ نمي دانم و بايد ميان شما دو تن كه همه چيز را درباز نزاع خود, مي دانيد قضاوت كنم. بنابر اين باعث نشويد كه من در داد گاه الهي شرمگين شوم.
اگر زني به جهت غايب شدن شوهرش تقاضاي طلاق مي كرد, او وسائل زندگي زن را در حد توان خود فراهم مي ساخت و مي گفت.
 اين پول را بگير و براي زند گيت خرج كن و در انتظار بازگشت همسرت بمان و از او جدا نشو.
مرحوم شيخ معين, كمك هزينه خود را به كاتباني اختصاص مي داد كه آنها را براي استنساخ كتابهاي ارزشمند, استخدام مي كرد. عادت داشت كه كتابهاي استنساخ شده را با نسخه اصلي آنها مقابله كند و سپس آنها را صحافي مي كرد و به طلاب هديه مي داد.
از اين رو مرحوم قاضي نورالله در مسئوليت جديد, تكليف سنگيني بر دوش داشت. زيرا متصدي پيش از وي, جناب شيخ معين, انسان بزرگي بود.

ظاهرا قاضي نورالله, پيش از اينكه قاضي القضاه شود به اكبر شاه گفته بود كه مي تواند, مسائل ديني رابر اساس منابع اصلي آنها ار زيابي و بررسي كند. لذا نا چار نيست كه همواره از يكي از مذاهب فقهي پيروي كند. در عين حال در اجتهاد خود از حدود فقه سنّتي فراتر نخواهد رفت و بر اساس يكي از مذاهب چهار گانه سنّي يعني شافعي, حنفي, حنبلي و مالكي فتوا خواهد داد.

 

© 2015 indianislamicmanuscript.com, All rights reserved.